راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦ - دومين لفظ، روح است
پروردگار كه بيشتر عقول از فهميدن كنه حقيقت آن ناتوانند.
سوّمين لفظ، نفس است،
اين كلمه نيز ميان چند معنى مشترك است كه دو معناى آن به غرض ما ارتباط دارد:
١- يكى از معانى نفس بنابر آنچه شرحش خواهد آمد معنايى است كه شامل قوه خشم و شهوت در انسان مىشود. اين كاربرد در ميان صوفيه بيشتر رايج است زيرا مقصود آنها از نفس همان اصلى است كه شامل صفات نكوهيده انسان مىشود.
آنها مىگويند كه مبارزه با نفس و در هم شكستن آن لازم است و رسول اكرم (ص) با گفتار خويش: «سر سختترين دشمنت نفسى است كه در ميان دو پهلويت قرار دارد»«٤» بدان اشاره فرموده است.
٢- معناى دوّم نفس، همان لطيفه (طرفه موجود) است كه ياد كرديم و حقيقت انسان همان است، نفس و ذات انسان هموست، ليكن بر حسب احوال گوناگونش به صفات مختلفى توصيف مىشود. همين نفس چون به فرمان در آيد و آرامش يابد و به سبب پيكار با شهوتها آشفتگى آن برطرف شود، نفس مطمئنه ناميده مىشود. خداوند متعال مىفرمايد: يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً.«٥»
نفس به معناى اوّل به سوى خدا باز نمىگردد، زيرا از خداى متعال بدور است و جزء حزب شيطان است، و هر گاه به آرامش كامل نرسد، ليكن با نفس شهوانى به مبارزه برخيزد نفس لوّامه (نكوهشگر) ناميده مىشود، زيرا هنگامى كه صاحبش در عبادت خدا كوتاهى ورزد او را نكوهش مىكند. خداى متعال
«٤» اين حديث را بيهقى در باب زهد چنان كه در (( كنوزالحقايق )) مناوى آمده ، روايت كرده است . قاضى نعمان در (( دعائم الاسلام )) از طريق اهل بيت عليهم السّلام به عبارت ديگرى روايت كرده چنان كه در (( مستدرك الوسائل ، )) ج ٢، ص ٢٧٠ آمده است .
«٥» فجر / ٢٧-٢٨: تو اى روح آرام يافته ! به سوى پروردگارت باز گرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است .