راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢١٦ - فايده سوّم، قبول شكست و خوارى
به كارهاى زشت وادار سازد.
ذوالنون گويد: هرگز سير نشدم مگر اين كه معصيت خدا يا قصد آن را كردم.
عايشه گويد: همانا نخستين بدعتى كه پس از پيامبر خدا (ص) پديد آمد سيرى بود، براستى مردم چون شكمهايشان سير شود نفوس آنها با سركشى آنها را به طرف دنيا برد، در گرسنگى يك فايده نيست، بلكه مخزن فايدههاست از اينرو گويند: گرسنگى گنجينهاى از گنجينههاى خداى متعال است.
كمترين چيزى كه با گرسنگى دفع مىشود شهوت همخوابگى و شهوت سخنگويى است زيرا شخص گرسنه گرفتار شهوت حرف زدن زياد نمىشود در نتيجه از آفتهاى زبان مانند غيبت، دشنام، سخنچينى، دروغ و ديگر گناهان رها مىشود، پس گرسنگى او را از تمام اين گناهان باز مىدارد و هرگاه سير شود نياز به شوخى دارد پس ناگزير غيبت مردم را مىكند «و مردم را به رو در آتش نيفكند جز سخنان بىفايدهاى كه زدهاند».«٣٧» امّا شهوت همخوابگى و فساد آن پوشيده نيست و گرسنگى شرّ آن را كم مىكند. پس هرگاه انسان سير شود نمىتواند بر شهوتش مسلّط شود و اگر تقوا مانع او شود نگاهش را نتواند حفظ كند چشم نيز زنا مىكند چنانكه شهوت همخوابگى ممكن است به زنا انجامد و اگر با پوشش تقوا بر چشمش مسلط باشد نمىتواند بر فكرش تسلّط داشته باشد. پس افكار بد و حديث نفس كه عامل شهوتند به دل او خطور مىكند و مناجات او را پريشان مىسازد و بسا كه اين پريشانى در بين نماز بر او عارض شود. ما آفت فرج و زبان را به عنوان مثال آورديم وگرنه عامل تمام گناهان اعضاى هفتگانه نيرومند شدن به وسيله سيرى است، حكيمى گفت: هر مريدى كه خود را با سياست به صبر وادارد پس يك سال به نان خالى اكتفا كند و از نان خالى هم كاملا سير نشود، خدا خرج زن داشتن را از او بردارد (نيازى به زن نخواهد داشت).
«٣٧» حديث را كلينى در كافى ، ج ٢، ص ١١٥، به شماره ١٤، روايت كرده است .