راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٧٣ - توضيح تفاوت ميان دو مقام با مثالى حسّى
هوى تهى باشد شيطان در آن وارد نشود از اين رو خداى متعال فرموده: إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ.«١١٥» و هركس از هوى پيروى كند بنده هوى است نه بنده خدا. از اين رو شيطان بر او چيره مىشود، خداى متعال مىفرمايد: أَ فَرَأَيْتَ من اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ«١١٦» كه اشاره دارد به اين كه هواى نفس معبود و خداى اوست پس چنين شخصى اسير و بنده هواى نفس است نه بنده خدا.
عثمان بن ابى العاص گويد: «اى رسول خدا شيطان ميان من و نماز و قرائتم مانع شد حضرت فرمود: آن شيطانى است به نام خنزب، هرگاه او را (در خود) احساس كردى از او به خدا پناه ببر و سه بار از سمت چپ آب دهان بينداز.
عثمان گفت: چنان كردم و خدا او را از من دور كرد»«١١٧» و در حديث است كه «براى وضو شيطانى است به نام ولهان پس او به خدا پناه ببريد»«١١٨» وسوسه شيطان را از دل محو نمىكند، مگر ياد چيزى كه غير از وسوسه باشد زيرا هرگاه ياد چيزى در دل حضور يابد آنچه قبلا در دل بوده از بين مىرود ولى هر چيزى جز ذكر خدا و آنچه به آن تعلّق دارد ممكن است جولانگاه شيطان باشد. بنابراين ذكر خداى سبحان است كه موجب امنيّت است و شيطان را در آن مجالى نيست و هيچ چيز با ضدّ خودش چاره نمىشود و ضدّ تمام وسوسههاى شيطانى ذكر خدا و پناه بردن به اوست و رهايى از شيطان با حول و قوّه الهى ميسّر است و همين است معناى: اعوذ باللّه من الشيطان الرّجيم و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العّلى العظيم، و جز پرهيزكاران كه بيشتر به ياد خدايند كسى قادر به اين عمل نيست و شيطان فقط در هنگام لغزش و خطا و فرصت مىيابد كه
«١١٥» اسراء / ٦٥: (امّا بدان ) تو هرگز سلطه اى بر بندگان من پيدا نخواهى كرد.
«١١٦» جاثيه / ٢٣: آيا ديدى كسى را كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار داده ؟
«١١٧» مسلم در صحيح ج ٧، ص ٢١ روايت كرده و نووى گويد گفتار آن حضرت (( ((حال بينى و بين صلاتى )) )) يعنى مانع شد كه از آن لذت ببرم و با فراغت بال در آن خاشع باشم .
«١١٨» اين حديث را ابن ماجه به شماره ٤٢١ روايت كرده و در حاشيه آن آمده است گفتار آن حضرت (( ((ولهان )) )) مصدر (( ((وله )) )) است يعنى هرگاه سرگردانى شيطان براى به حيرت افكندن مردم متحير و سرگشته شود از اين رو به اين اسم ناميده شده است .