راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٧٤ - توضيح تفاوت ميان دو مقام با مثالى حسّى
در دلها وسوسه كند، خداى متعال مىفرمايد: إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ من الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ.«١١٩» مجاهد در معناى آيه من شر الوسواس الخناس.«١٢٠» گفته است: وسوسه بر دل انسان گسترده است و هرگاه خداى سبحان را ياد كند دور شود و آرام گيرد و هرگاه از ياد خدا غافل شود بر دلش گسترده شود. پس ميان ذكر خدا و وسوسه شيطان تنازع و حمله برقرار است همان طور كه ميان روشنى و تاريكى و شب و روز تدافع وجود دارد و به سبب همين تدافع است كه خداى متعال فرموده: اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ الله.«١٢١»
در حديث است كه «شيطان بينى خود را بر روى دل آدمى مىنهد و هر گاه خدا را ياد كند آرام بگيرد و ساكت شود و اگر خدا را فراموش كند قلبش را ببلعد».«١٢٢»
ابن وضّاح در حديثى كه نقل كرده گويد: «هرگاه شخص به چهل سال برسد و (از گناهان) توبه نكند شيطان دست به صورتش مىكشد و مىگويد:
پدرم قربان صورتى كه رستگار نمىشود.»«١٢٣»
فصل: شيطان در گوشت و خون و دل آدمى نفوذ دارد
همان طور كه شهوت آميخته با گوشت و خون آدمى است، شيطان نيز در گوشت و خون انسان جارى است و بر تمام پيرامون دل احاطه دارد. از اين رو پيامبر (ص) فرمود: «براستى كه شيطان همانند خون كه در رگها جارى است در وجود انسان جريان دارد. بنابراين با گرسنگى راههاى ورود شيطان را تنگ
«١١٩» اعراف / ٢٠١: پرهيزكاران هنگامى كه گرفتار وسوسه هاى شيطان شوند به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مى افتد.
«١٢٠» ناس / ٤: از شرّ وسواس خناس .
«١٢١» مجادله / ١٩: شيطان بر آنها چيره شده و ياد خدا را از خاطر آنها برده است .
«١٢٢» اين حديث را ابن ابى الدنيا در مكرهاى شيطان و ابويعلى و بيهقى در (( الشعب )) از حديث انس به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در (( الجامع الصغير )) است .
«١٢٣» عراقى گويد: براى حديث ماءخذى نيافتم .