راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٦ - توضيح تفاوت ميان دو مقام با مثالى حسّى
آب زلال برسد و آب از پايين حوض بجوشد و اين آب، صافتر و با دوامتر و احيانا فراوانتر باشد. در اين مثال قلب مانند حوض و علم مانند آب و حواس پنجگانه مانند نهرها (ى بالاى حوض) فرض شده است و ممكن است دانشها به وسيله نهرهاى حواس و عبرتگيرى از مشاهدات بر قلب فرو ريزد تا پر از علم شود، زيرا ممكن است با خلوت و گوشهگيرى و بستن چشم، اين نهرها مسدود شوند و با برطرف ساختن موانع از قلب به تطهير ژرفاى آن پرداخت تا چشمه دانش از درون آن بجوشد.
اگر كسى اشكال كند: در حالى كه دل از دانش تهى است چگونه دانش از خود قلب مىجوشد؟ بايد بداند كه اين از شگفتيهاى اسرار دل است و ذكر آن در علم معامله روا نيست و آن مقدار كه ذكرش جايز است اين است كه حقيقت اشيا در لوح محفوظ بلكه در دلهاى فرشتگان مقرّب نوشته شده است همان طور كه مهندس نقشه ساختمان را در كاغذى ترسيم مىكند و بر طبق آن ساختمان را در خارج مىسازد، آفريننده آسمانها و زمين نقشه جهان را از اوّل تا آخر در لوح محفوظ نوشته و بر طبق آن ايجاد فرموده است و آن جهانى كه شكلش موجود شده است در حواس و خيال (انسان) شكل ديگرى دارد، زيرا كسى كه به آسمان و زمين مىنگرد سپس چشمش را مىبندد در خيال خود شكل آنها را مىبيند گويى به آنها مىنگرد و اگر آسمان و زمين نابود شود و اين انسان بماند شكل آسمان و زمين را در نفس خود مىيابد به طورى كه گويى مىبيند و به آنها مىنگرد. آنگاه از عالم خيال او اثرى به قلب مىرسد و حقيقت اشيايى كه در حسّ و خيال يافت شده در قلب ظاهر مىشود. پس جهانى كه در قلب ظاهر مىشود با جهانى كه در خيال است مطابق است و جهانى كه در خيال ظاهر است با جهان موجود در خارج از قلب و خيال انسان مطابق است و نيز جهان موجود (در خارج) با آن نقشه اصلى كه در لوح محفوظ وجود دارد يكى است.
جهان از نظر وجود چهار درجه دارد: ١- وجود در لوح محفوظ كه بر وجود جسمانى آن برترى دارد ٢- وجود حقيقى كه در رتبه پس از لوح محفوظ است