راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٤ - توضيح حالت دل
ادامه دادن آن با دفع كردن وسوسههاى شيطانى مختار است ولى در جلب رحمت خدا به خود اختيارى ندارد بلكه با كارهاى خود در معرض نسيم رحمت حق قرار مىگيرد و تنها كار او اين است كه منتظر بماند تا خدا درهاى رحمتى را كه بر روى انبيا و اوليا از اين راه مىگشايد بر او نيز بگشايد. در اين هنگام است كه اگر ارادهاش صادق و همّتش خالص باشد و بخوبى از خويشتن مواظبت كند و تمايلات او را به خود جذب نكند و به دلبستگيهاى دنيا سرگرم نشود انوار الهى بر قلبش مىتابد اين تابش در آغاز همانند برق جهنده است كه ثبات ندارد سپس تكرار مىشود و گاه ديرتر مىدرخشد و اگر برگردد ثابت مىماند و گاه حالت جهش دارد، و در صورت ثبات هم گاه ثبات آن اندك است و گاه طول مىكشد، گاه نظاير آن پياپى بيايد و گاه به يك فنّ اكتفا كند. درجات دوستان خدا در اين راه بىشمار است همان طور كه تفاوتهاى آنها در آفرينش و اخلاق بىشمار است و اين راه به جلا و صفا و پاكى دل باز مىگردد، پس از آن تنها آمادگى و انتظار مىخواهد.
اهل نظر و اعتبار وجود اين راه و امكان آن را منكر نشدهاند امّا معتقدند كه اين راه بندرت انسان را به مقصد مىرساند زيرا اين حالتى است كه بيشتر انبيا و اوليا داشتهاند آنها اين راه را دشوار دانسته و به نتيجه رسيدنش را كند توصيف كرده و جمع شدن شروط آن را بعيد شمردهاند. به اعتقاد آنها از بين بردن دلبستگيها تا اين اندازه دشوار است، و اگر هم ميّسر شود ثابت ماندنش بسيار بعيد است، زيرا كمترين وسوسهاى دل را پريشان مىسازد. پيامبر خدا (ص) فرمود: «دل مؤمن بيشتر از ديگ جوشان زيرورو مىشود»«٧١» و آن حضرت فرمود: «دل مؤمن ميان دو انگشت از انگشتان قدرت خداوند است و هرطور بخواهد زير و رو مىكند».«٧٢» بعلاوه در اثناى اين مبارزه نفسانى گاه مزاج به
«٧١» اين حديث را احمد در مسند، ج ٦، ص ٤ از حديث مقداد بن اسود روايت كرده است .
«٧٢» اين حديث را حاكم در مستدرك ج ١، ص ٥٢٥ و ج ٤، ص ٣٢١ روايت كرده و در آن چنين شروع مى شود: (( ((ما من قلب الا )) تا آخر حديث )).