راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٨ - وظيفه مريد در ازدواج كردن و ترك آن
كرديم: مگر نابينا نيست و ما را نمىبيند؟ فرمود: شما كه او را مىبينيد.»«٩٣»
اين روايت دلالت دارد كه براى زنان نشستن با نابينايان جايز نيست چنان كه در مجالس سوگ و مهمانيها عادت بر آن جارى است. بنابراين خلوت گزيدن نابينا با زنان حرام است و بر زن نيز همنشينى با نابينا و بدون حاجت خيره شدن به او حرام است و تنها در موقع نياز بر زنان جايز است كه با مردان سخن بگويند و به آنها بنگرند. و اگر كسى مىتواند چشمان خود را از زنان حفظ كند ولى از نگاه به كودكان نمىتواند نگاه دارد ازدواج كردن براى او سزاوارتر است زيرا شرّ در كودكان بيشتر است چرا كه اگر دلش به زنى مايل شود مىتواند با ازدواج او را بر خود مباح سازد ولى نگاه شهوت آلود به صورت كودك حرام است، بلكه هر كسى كه دلش از جمال صورت بىريش متأثّر شود به طورى كه ميان امرد و ريشدار فرق بگذارد جايز نيست به امرد نگاه كند.
اگر بگويى: هر موجودى كه حسّ دارد ناگزير زشت و زيبا را از يكديگر تشخيص مىدهد و هميشه چهره كودكان باز است.
در جواب گوييم: مقصودمان تنها خوددارى از نگريستن نيست، بلكه سزاوار است كه فرق داشتن را درك كند آن چنان كه ميان درخت سبز و خشك و آب زلال و تيره و درخت شكوفهدار و بىبرگ فرق مىگذارد. زيرا به يكى از آنها با چشم و بطور طبيعى ميل مىكند ولى بدون شهوت از اين رو به دست كشيدن گلها و بوسيدن آن و بوسيدن آب زلال مايل نمىشود، چنين است چهره زيبا گاه چشم به آن مايل مىشود و تفاوت آن را با چهره زشت درك مىكند ولى شهوتى در آن نيست، و اين نكته با ميل نفس به نزديك شدن و دست كشيدن معلوم مىشود، پس هر گاه اين ميل را در دل خود يافت و ميان چهره زيبا و گياه زيبا و لباسهاى نقشهدار و سقفهاى زرّين تفاوتى دريافت و از روى شهوت نگاه كرد حرام است، و اين از امورى است كه مردم آن را آسان مىگيرند و ندانسته آنها را به جاهايى مىكشاند كه هلاك مىشوند.
«٩٣» حديث را ابوداوود (در سنن )، ج ٢، ص ٣٨٤ با كمى تغيير لفظى روايت كرده است .