راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١١٣ - شرح امورى كه بنده به آن مؤاخذه مىشود
چشم در دل كه امور دينش را با آن مىبيند»«١٨٨» محاسبى اين قول را اختيار كرده است.
قول صحيح در نزد مؤلف آن است كه تمام اين نظريّهها صحيحند ولى هيچ كدام در حدّى نيستند كه بتوانند تمام اقسام وسوسهها را در برگيرند بلكه هر گروهى به نوعى از وسوسه توجّه كرده و از آن خبر داده است، در حالى كه وسوسه سه نوع است: ١- يك نوع وسوسه مشتبه ساختن حق به باطل است كه كار شيطان است و به آدمى مىگويد: ترك لذّتها و نعمتها نكن كه عمر طولانى است و در اين عمر طولانى شكيب در برابر شهوتها دردى است بزرگ، در اين حال هرگاه بنده عظمت خداوند و عظمت پاداش و كيفرش را به ياد آورد و بگويد: شكيب در برابر شهوتها سخت است ولى صبر بر آتش سختتر از آن است و بناچار يكى را بايد برگزيند، پس هرگاه بنده وعده و وعيد خدا را به ياد آورد و ايمان و يقينش را تجديد كند شيطان سكوت مىكند و مىگريزد، زيرا شيطان نمىتواند بگويد: آتش سختتر از شكيب بر معاصى نيست و نمىتواند بگويد: گناه آدمى را به دوزخ نمىكشاند، زيرا ايمان بنده به قرآن شيطان را دفع و وسوسهاش را قطع مىكند، همچنين به انسان وسوسه مىكند تا به علم و عمل خويش عجب كند و به آدمى مىگويد: كدام بنده است كه خدا را چون تو بشناسد و بپرستد پس چه بسيار در پيشگاه خدا ارزش دارى. در اين حال بنده به ياد مىآورد كه شناخت و توان و دل و اعضايش كه علم و عملش به وسيله آنهاست تمام اينها را خدا آفريده است، پس از كجا به خود عجب كند. در اين صورت شيطان ساكت مىشود. زيرا شيطان نمىتواند بگويد: اين نعمتها از خدا نيست چرا كه معرفت و ايمان، آن را ردّ مىكند پس اين، نوعى از وسوسه است كه بكلّى از عارفانى كه به نور ايمان و معرفت بينش يافتهاند بدور است.
«١٨٨» عراقى گويد: اين حديث را ابومنصور ديلمى در (( مسندالفردوس )) از حديث معاذ به لفظ (( ((الاخرة )) )) به جاى (( ((دينه )) )) روايت كرده است در سند اين روايت حسين بن احمد بن محمّد هروى سماخى حافظ است كه حاكم او را تكذيب كرده است و ضعف حديث از اوست .