راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٠٨ - شرح امورى كه بنده به آن مؤاخذه مىشود
آن را مىخورم و اگر از خدا بخواهم آن را به من مىرساند».«١٧٥»
پس اين امورى كه به دل خطور مىكند و همراه آنها تصميم بر انجام كار نيست حديث نفس نام دارد از اين رو (عثمان) با پيامبر مشورت كرد، زيرا تصميم و قصد انجام آن را نداشت. امّا سوّمى كه دل معتقد به انجام آن است و به صدور آن حكم مىكند، ميان دو صورت اختيارى و اجبارى مردّد است و حالات در آن مختلف است. پس آن كه اختيارى است شخص موأخذه مىشود و آن كه اجبارى است موأخذه نمىشود. و امّا چهارم كه قصد انجام كار است انسان به آن موأخذه مىشود، جز اين كه اگر انجام ندهد مهلت داده مىشود. پس اگر از ترس خدا آن را ترك كند و از قصد آن پشيمان شود برايش حسنهاى نوشته مىشود، زيرا نيّت گناه، گناه است و خوددارى از آن و جهاد با نفس ثواب، و قصد بر طبق غريزه دليل بر غفلت كامل از خدا نيست و خوددارى از گناه يا جهاد بر خلاف غريزه محتاج به قدرت زيادى است، پس تلاش او در مخالفت با غريزه و كار كردن براى رضايت خداى سبحان بيشتر از تلاش او در پيروى از شيطان و موافقت با غريزه است لذا برايش يك ثواب نوشته مىشود، زيرا تلاش در ترك را بر تلاش انجام دادن ترجيح داده است. و اگر انجام گناه را به سبب ترس از خدا به تأخير نمىاندازد بلكه مانعى موجب تأخير آن مىشود برايش گناهى نوشته مىشود، زيرا قصد فعل اختيارى قلب است.
دليل بر اين شرحى كه داده شد مطلبى است كه در صحيح مسلم وارد شده و به لفظ حديث پيوسته است كه پيامبر خدا (ص) فرمود: «فرشتگان گويند:
پروردگارا اين بنده توست و قصد گناه دارد در حالى كه بيناست. خدا بفرمايد:
مراقبش باشيد اگر انجام داد يك گناه بر او بنويسيد و اگر ترك كرد برايش حسنه بنويسيد چون به خاطر من آن را ترك كرده است»«١٧٦» و آنجا كه گفته
«١٧٥» در يك حديث مستقل بر آن دست نيافتم و تنها مضمون آن در احاديث متعددى آمده است .
«١٧٦» اين حديث را مسلم (در صحيح خود)، ج ١، ص ٨٢ روايت كرده و در آن بجاى ، (( انما تركها من اجلى ، )) آمده است : (( ((انما تركها من جرائى )) )) و هر دو به يك معنى است .