راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢١ - شرح امورى كه بنده به آن مؤاخذه مىشود
مىسازى؟ و يا درد شكيب بر شهوت خود را سنگين و درد دوزخ را سبك مىشمارى؟ آيا به غفلت مردم از خودشان و پيروى آنها از خواستههاى نفسانىشان و همراهى آنها با شيطان فريب مىخورى؟ با اين كه عذاب دوزخ به معصيت ديگران از تو كاسته نمىشود؟ آيا معتقدى كه اگر در تابستان باشى و تمام مردم در برابر آفتاب ايستاده باشند و تو خانهاى سرد داشته باشى به مردم كمك مىكنى يا خودت را نجات مىدهى؟ پس چگونه با مردم از ترس گرماى آفتاب مخالفت مىكنى ولى از ترس گرماى دوزخ با آنها مخالفت نمىكنى؟
در اين وقت نفس به قول فرشته متمايل مىشود و همچنان دل ميان دو لشكر فرشته و شيطان در تردّد است و به سوى يكى از دو گروه كشانده مىشود تا آن كه هركدام سزاوارتر است بر دل غالب مىشود. پس اگر صفاتى كه بر دل غالب مىشود صفات شيطانى باشد كه قبلا از آنها ياد كرديم، شيطان بر آن غالب آيد و دل به حزب شيطان مايل شود و از حزب خدا و دوستان خدا روى بگرداند و به حزب شيطان و دشمنان خدا كمك كند و به وسيله اعضاى او بنابر آنچه قبلا مقدّر شده كارهايى انجام مىشود كه او را از خدا دور مىسازد. حال اگر صفات فرشتهاى بر قلب غالب آيد، دل به فريب شيطان و تشويق او به دنيا و سبك شمردن كار آخرت گوش نمىدهد، بلكه به حزب خدا مايل مىشود و بندگى به موجب قضا و قدر پيشين بر اعضايش ظاهر مىشود «دل مؤمن ميان دو انگشت از انگشتهاى قدرت الهى است» يعنى در ميان كشش اين دو حزب است و گرايش از حزبى به حزبى بر دلها غالب است، امّا پايدارى دائمى با حزب فرشتگان يا حزب شيطان از هر دو طرف اندك است.
اين عبادتها و معصيتها از خزينههاى غيب در عالم دنيا به وسيله خزانه دل آشكار مىشود، زيرا دل از خزينههاى ملكوت است و اين عبادات و معاصى هرگاه ظاهر شود نشانههايى است كه صاحبدلان قضا و قدر پيشين را مىشناسند. پس كسى كه براى بهشت آفريده شده عبادت و اسباب آن برايش فراهم مىآيد و هركس براى دوزخ آفريده شده برايش اسباب گناه ميسّر مىشود و همنشينان بد بر او مسلّط مىشوند و حكم شيطان در دلش قرار