راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢١٤ - فايده سوّم، قبول شكست و خوارى
بسته شده و به شربت آبى كه به او نرسيده دنيا بر او تيره و تار شده است، و تا انسان خوار و ناتوانى خود را مشاهده نكند عزّت و قدرت مولاى خود (خدا) را نمىبيند، و سعادت انسان تنها در اين است كه همواره با چشم خوارى و ناتوانى به خود و به مولاى خود به ديده قدرت و غلبه و عزّت بنگرد، پس بايد همواره گرسنه و خوار و محتاج مولاى خود باشد و مزه درماندگى را بچشد، از اين روست كه چون دنيا و گنجينههاى آن بر پيامبر (ص) عرضه شد فرمود:
«نمىخواهم بلكه يك روز گرسنگى مىكشم و روزى سير مىشوم پس هرگاه گرسنه شوم صبر مىكنم و زارى مىكنم و چون سير شوم شكر مىكنم.»«٣٥»
يا چنانكه فرمود:
شكمبارگى و همخوابگى درى از درهاى دوزخ و ريشه آن سيرى است، و خوارى و شكستگى درى از درهاى بهشت و ريشه آن گرسنگى است. هر كس درى از درهاى دوزخ را ببندد بطور حتم درى از درهاى بهشت برايش گشوده شود، زيرا آن دو مانند مشرق و مغرب در مقابل هم هستند پس نزديك شدن به يكى از آنها موجب دور شدن از ديگرى است.«٣٦»
فايده چهارم، اين است كه بلا و عذاب خدا و نيز اهل بلا را از ياد نبرد،
زيرا انسان سير گرسنگان و گرسنگى را فراموش مىكند، و بنده باهوش بلايى را مشاهده نكند جز اين كه از بلاى آخرت ياد مىآورد. پس از تشنگى خود تشنگى مردم را در صحراى رستاخيز به ياد مىآورد و از گرسنگى خود گرسنگى دوزخيان را كه آنان هرگاه گرسنه شوند از درخت زقّوم و درخت خارتر
«٣٥» ترمذى اين حديث را روايت كرده و قبلا گذشت .
«٣٦» چنان كه اميرالمؤ منين عليه السّلام فرموده است : (( ((الدنيا و الا خرة عدوان متعاديان و سبيلان مختلفان من احب الدنيا و والاها ابغض الاخره و عاداها مثلهما المشرق و المغرب و الماشى بينهما لايزداد من احدهما قربا الا ازداد بعدا، )) دنيا و آخرت دو دشمن مخالف و دو راه مختلفند، هر كه دنيا را دوست بدارد با آخرت دشمن باشد مثل دنيا و آخرت مثل مشرق و مغرب است و كسى كه ميان مشرق و مغرب را مى پيمايد به هر كدامين نزديك تر شود از ديگرى دور شود)). اين حديث را ابن شعبه در (( التحف ، )) ص ٢١٢ روايت كرده است .