راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٠ - آفت هشتم لعن حيوان، جماد، يا انسان است
پيامبر (ص) فرمود: «بنده خدا بر روى اشترى ملعون همراه ما حركت مكن.»«٩٤»
پيامبر اين سخن را به سبب زشت شمردن كار او فرمود.
لعن عبارت است از رانده شدن و دورى از خداى متعال، و آن جايز نيست مگر انسان كسى را لعن كند كه صفتى دور كننده از خدا داشته باشد، به اين معنى كه كافر و ظالم باشد و بگويد لعنت خدا بر كافران و ظالمان باد، و سزاوار است در لعن از لفظى كه در دين وارد شده پيروى كند، چرا كه در لعن كردن خطر بزرگى است، زيرا بر خدا حكم كرده كه ملعون را از خود دور ساخته است، و آن امرى غيبى است كه فقط خدا مىداند و اگر خدا به پيامبر خبر دهد پيامبر نيز مىداند. سه صفت موجب لعن مىشود: كفر، بدعت، فسق و گناه و لعن در هر يك از اين صفات سه درجه دارد: ١- لعن با صفت عام كه بگوييم: لعنت خدا بر كافران و بدعت گذاران و فاسقان باد، ٢- لعن با صفاتى اخصّ از اول كه بگوييم: لعنت خدا بر يهوديان، ترسايان، مجوس، قدريّه، خوارج، زنديقان، ظالمان و ربا خواران باد و تمام اينها جايز است ولى لعن كردن اصناف بدعتگذاران موجب هلاكت است، چرا كه شناخت بدعت دشوار است و در آن مورد روايتى نرسيده كه لفظ لعن را مشخصّ كرده باشد. از اين رو شايسته است كه عوام از آن منع شوند، زيرا نتيجهاش مقابله به مثل است و در ميان مردم نزاع و فساد ايجاد مىكند ٣- لعن كردن شخص است كه چنين لعنى جاى ترديد و اشكال است مثلا بگوييم: خدا زيد را لعنت كند او كافر يا فاسق يا بدعتگذار است و شرح مطلب اين است كه لعنت هر كسى از نظر شرع ثابت شود جايز است، مانند اين كه بگوييم: خدا فرعون، ابو جهل را لعنت كند چرا كه در شرع ثابت شده كه آنها كافر مردهاند. امّا لعن يك شخص معيّن در زمان ما مانند اين كه گفته شود خدا زيد را لعنت كند او يهودى است موجب هلاكت است چه بسا كه مسلمان شده و در حالى مرده باشد كه در نزد خدا مقّرب بوده. پس
«٩٤» اين حديث را ابن ابى الدنيا در (( الصمت )) و ابويعلى به سندهايى جيّد روايت كرده چنان كه در (( الترغيب و الترهيب ، )) ج ٣، ص ٤٧٤ آمده است .