راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١٦ - آفت دهم شوخى است
بسيار بخندد شكوهش كم شود و هر كه شوخى كند سبك شود و هر كس كارى را بسيار انجام دهد به همان معروف گردد و هر كه بسيار سخن بگويد بسيار اشتباه كند و هر كه بسيار اشتباه كند شرمش كم شود و هر كه كم حيا باشد ديندارىاش كم است. و هركه پارسايى او كم باشد دلش مىميرد و نيز خنديدن دليل بىخبرى از قيامت است. پيامبر خدا (ص) فرمود: «اگر آنچه من مىدانم بدانيد بسيار خواهيد گريست و كم خواهيد خنديد.»«١٤٧»
مردى به برادرش گفت: برادرم آيا به تو خبر رسيده ك به دوزخ مىروى؟
گفت: آرى، گفت: به تو خبر رسيده كه از آن بيرون مىآيى؟ گفت: نه، پس گفت: چرا مىخندى؟ گفت: آن مرد تا هنگام مرگ خندان ديده نشد. يكى از بزرگان به گروهى نگريست كه در روز عيد فطر مىخنديدند. پس گفت: اگر اينان آمرزيده شدهاند اين كار شكر گزاران نيست و اگر آمرزيده نشدهاند اين كار خائفان نيست.
ديگرى به خودش گفت: آيا مىخندى در حالى كه شايد كفنهايت از نزد قصّار بيرون شده باشد.
ابن عبّاس گويد: هر كه گناهى كند و بخندد گريان وارد دوزخ شود.
اين است آفتهاى خنده و نكوهيدهاش آن است كه انسان در خنده مستغرق شود و خنده ستوده لبخندى است كه دندان ظاهر شود و صدايى شنيده نشود، و خنده پيامبر (ص) چنين بود.«١٤٨»
قاسم غلام معاويه گويد: يكى از عربهاى جاهلى در حالى كه بر شتر چموشى سوار بود به پيامبر (ص) روى آورد، و به آن حضرت سلام داد و هر گاه مىخواست به پيامبر (ص) نزديك شود تا از او سؤالى كند شتر رم مىكرد و
«١٤٧» اين حديث را ابن ماجه به شماره ٤١٩١ از انس روايت كرده و احمد در (سنن )، ج ٢، ص ٢٥٧ از ابوهريره نقل كرده است .
«١٤٨» اين حديث را ترمذى در (( الشمائل ، )) ص ١٦ از عبداللّه بن حارث روايت كرده گويد: ((خنده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فقط لبخند بود.))