راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩٦ - آفت پنجم دشمنى است
در ميان مردم، اسلام كسى بهتر از همه است كه خوشخوترين آنها باشد.»«٧٩»
اين بود نكوهش فحش. امّا تعريف و حقيقت فحش عبارت است از اين كه آدمى كارهاى زشت را صريح و آشكار به زبان بياورد و بيشتر الفاظ مربوط به آميزش با زنان و آنچه پيرامون آن است بر زبان راند. تبهكاران عبارتهاى آشكار و زشتى دارند كه در اين مورد به كار مىبرند و درستكاران از بيان آن كلمات امتناع مىكنند، بلكه از آنها به كنايه و رمز و كلماتى كه به معانى آنها نزديك است ياد مىكنند. ابن عباس گويد: خدا بسيار پر آزرم و بزرگوار است، كلمات زشت را به كنايه بيان مىكند و ملامسه (دست زدن) را در آميزش با زنان به صورت كنايه آورده است. بنابراين مسّ و لمس، دخول و صحبت همه كنايه از آميزش با زنان است و زشت محسوب نمىشود ولى عبارات زشتى وجود دارد كه گفتن آن زشت است و بيشتر در مورد دشنام و سرزنش به كار مىرود و اين عبارات نيز در فحش بودن متفاوتند و بعضى از بعض ديگر زشتترند و بسا كه بر حسب عادت در شهرهاى مختلف گوناگون باشند.
كلمات زشتى كه فحش به شمار مىآيد منحصر به الفاظ مربوط به آميزش با زنان نيست، بلكه به جاى گفتن بول و غايط به طور كنايه گفتن قضاى حاجت شايستهتر است، چرا كه اين گونه كلمات نيز بايد مخفى بماند و هر چه آدمى از آن شرم دارد و مخفى مىسازد نبايد الفاظ آنها صريح گفته شود، زيرا فحش است از اين روست كه بر حسب عادت نام بردن زنان به كنايه نيكوست و نمىگويند: زنت چنين گفت، بلكه گويند: در حجره گفته شد يا از پشت پرده چنين گفته شد، يا مادر فرزندان چنين گفت و ظرافت و كنايه در اين الفاظ ستوده است و صراحت در آنها به فحش كشانده مىشود. همچنين نبايد از عيبهايى كه در ديگرى است و انسان از آن شرم دارد بصراحت نام برد مانند برص، كچلى،
«٧٩» اين حديث را ابن ابى الدنيا و احمد به سندهايى صحيح روايت كرده اند چنان كه در (( المغنى )) آمده است .