راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩٥ - آفت پنجم دشمنى است
مىكرده و از آن لذّت مىبرده چنان كه از دشنام لذت مىبرده است.»«٧٥»
پيامبر (ص) فرمود: «اى عايشه اگر فحش به صورت مردى مجسّم مىشد، مرد بدى بود.»«٧٦»
و پيامبر (ص) فرمود: «بد زبانى و زبان آورى دو شعبه از شعبههاى نفاق است»«٧٧» و ممكن است مقصود از اين بيان آشكار ساختن چيزى باشد كه اظهار كردنش جايز نيست، و نيز مىتواند زياده روى در توضيح مطلبى باشد تا آن اندازه كه به حدّ تكلّف برسد، و احتمال مىرود سخن گفتن در امور مربوط به دين و در صفات خداى متعال باشد، چرا كه بيان صفات خدا به اجمال و رساندن به گوش عوام سزاوارتر از مبالغه در شرح آن است، زيرا گاه از مبالغه در توضيح آن ترديد و وسوسههايى ايجاد مىشود، و هر گاه به اجمال بگويد دلها مىپذيرند و پريشان نمىشوند ولى اين كه بيان همراه با بذاء ذكر شده مىتواند قرينهاى باشد كه مقصود از بيان آشكار گفتن مطالبى است كه آدمى از گفتن آن شرم دارد، و در چنين مواردى بهتر است از آن سخنان چشم پوشى شود و مورد غفلت قرار گيرد نه آن كه آشكار گردد.
پيامبر (ص) فرمود: «خداى متعال كسى را كه گفتار و كردار بد دارد و دشنام مىدهد و در بازارها فرياد مىزند دوست ندارد.»«٧٨»
جابر بن سمره گفت: در محضر رسول خدا با پدر و مادرم نشسته بودم كه پيامبر (ص) فرمود: «گفتار و كردار بد و دشنامگويى در اسلام جايى ندارد، و
«٧٥» ابن ابى الدنيا اين حديث را از حديث شفى بن ماتع روايت كرده و در صحابى بودن اين راوى اختلاف است ابونعيم او را جزء صحابه ذكر كرده ، و ابن حبان و بخارى او را از تابعين دانسته اند. (( (المغنى ) ))
«٧٦» اين حديث را كلينى در كافى ، ج ٢، ص ٣٢٥ به شماره ١٢ روايت كرده است .
«٧٧» اين حديث را ترمذى در (سنن )، ج ٨، نص ١٨٣ و حاكم در مستدرك ، ج ١، ص ٦ روايت كرده اند.
«٧٨» اين حديث را بخارى در (( الادب المفرد )) از حديث جابر به سندى حسن روايت كرده چنان كه در (( الجامع الصغير )) آمده است .