راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٨٥ - شرح راههاى ورود شيطان به دل
فرزندان و عيال و خاندانش مىاندازم تا به دشمن پشت كند (جهاد را ترك كند) ٣- از همنشينى با زن نامحرم بپرهيز، زيرا من پيك او در نزد توأم و پيك تو در نزد او»«١٣٩» شيطان در اين گفتار به شهوت، خشم و حرص اشاره كرده است زيرا فرار از جنگ بر اثر حرص دنياست و منشاء سرپيچى كردن از سجده بر آدم حسد بود كه از بزرگترين راههاى ورود شيطان است. يكى از پيامبران (ع) به شيطان گفت: به وسيله چه گناهى بر آدميزاده غالب مىشوى؟
گفت: در موقع خشم و خواستههاى نفسانى او را مىگيرم.
شيطان بر راهبى آشكار شد. راهب به او گفت: كدام خوى آدميزاده بيشتر به تو كمك كند؟ گفت: تندى و خشونت، زيرا بنده هرگاه تند شود او را زير و رو مىكنم، چنان كه كودكان توپ را زير و رو مىكنند. گفته شده كه شيطان مىگويد: چگونه آدميزاده مىتواند مرا مغلوب سازد؟ در حالى كه هر گاه خشنود باشد مىآيم و در قلبش جا مىگيرم، و هرگاه خشمگين شود به درون سر او مىپرم.
ديگر از راههاى مهّم ورود شيطان علاقه به آراستگى لباس و اثاث و خانه است. شيطان هرگاه اين علاقه را در دل آدمى ببيند در آن تخم مىگذارد و جوجه مىكند. پس همواره شيطان او را به آباد كردن خانه و تزيين سقف و ديوارها و توسعه بناهاى آن فرا مىخواند و نيز به آراستگى لباس و مركبها دعوت مىكند و در طول عمرش او را به فرمان خويش در مىآورد و هرگاه او را به اين امور گرفتار ساخت ديگر نيازى ندارد كه نزد او برگردد، زيرا يكى از اين دلبستگيها او را به دلبستگى ديگر فرا مىخواند و همچنان ادامه مىيابد تا اجلش برسد و بميرد در حالى كه راه شيطان و پيرو او مىباشد. از اين روست كه بيم مىرود فرجام كار آدمى به كفر انجامد. از بد فرجامى به خدا پناه مىبريم.
ديگر از درهاى مهّم ورود شيطان سير شدن از غذاست، اگر چه حلال و پاك
«١٣٩» اين حديث را ابن ابى الدنيا در (( مكائد الشيطان )) از ابن عمر روايت كرده چنان كه در (( الدرّالمنثور، )) ج ١، ص ٥١، و ج ١٤، (( بحارالانوار، )) ص ٦٣٤ آمده است .