راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١١٨ - شرح امورى كه بنده به آن مؤاخذه مىشود
مىسازد و خداوند بدان اشاره فرموده است: فَأَمَّا من أَعْطى وَ اتَّقى وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى.«١٩٦» و بر چنين قلبى است كه نور چراغ از چراغدان ربوبى مىتابد تا در آن شرك خفى باقى نماند كه اين شرك پوشيدهتر از حركت مورچه سياه در شب تاريك است، و بر اين نور هيچ چيز پنهانى پنهان نمىماند و هيچ حيلهاى شيطان پيرامون آن نمىچرخد بلكه شيطان متوقّف مىشود و سخن باطل را از روى فريب به آن وحى مىكند، ولى او به سخنان شيطان توّجه نمىكند. اين دل پس از پاك شدن از هلاك كنندهها بزودى به وسيله صفات نجات دهندهاى كه بيان مىكنيم آباد مىشود و آنها عبارتند از: شكر، صبر، بيم و اميد تهيدستى و بىميلى به دنيا و محبّت و رضايت و شوق و توكّل و انديشيدن و محاسبه و مراقبت و ديگر صفات نجات دهنده، و آن دلى است كه خداى به آن توجّه مىفرمايد و آن دل آرامش يافته است كه در اين آيه مقصود است: أَلا بِذِكْرِ الله تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.«١٩٧» و در گفتار خداى متعال: يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ.«١٩٨»
دوّمين نوع دل، دلى است مخذول و پر از خواهشهاى نفسانى كه به پليديها و اخلاق نكوهيده آلوده است، و درهاى ورود شيطان در آن باز و درهاى ورود فرشتگان بسته است، و سر آغاز شرّ در آن اين است كه خواهشهاى نفسانى در آن وارد شود و در آن خطور كند از اين رو دل به عقل كه حاكم است مىنگرد تا از آن نظر و حكم بخواهد و چهره حقّ را بر آن بگشايد. امّا عقل به خدمت كردن هوى خو گرفته و در راه كمك به هواى نفس همچنان به فكر يافتن راه چاره است.
از اين رو نفس، هوى را مىآرايد و به آن كمك مىكند در نتيجه سينه به سبب هواى نفس گشاده مىشود و تاريكيهايش در آن گسترده مىگردد چرا كه
«١٩٦» ليل / ٥، ٦، ٧: امّا آن كسى كه (در راه خدا) انفاق كند و پرهيزگارى پيش گيرد. و جزاى نيك (الهى ) را تصديق كند. ما او را در مسير آسانى قرار مى دهيم .
«١٩٧» رعد / ٢٨: آگاه باشيد با ياد خدا دلها آرامش مى يابد.
«١٩٨» فجر / ٢٧: تو اى روح آرام يافته ...