راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦ - توضيح خاصيّت قلب براى آدمى
امّا صفات نكوهيده همانند دودى تيره و سياه بر آينه دل مىنشينند، و پيوسته بر روى آن متراكم مىشوند تا آن كه قلب به سياهى و تاريكى مىگرايد و بكلى از خداى متعال در حجاب مىماند و آن حالت مهر خوردن و زنگار گرفتن قلب است. خداى متعال مىفرمايد: كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ.«٣٧» و نيز فرمود: أَنْ لَوْ نَشاءُ أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ.«٣٨» بنابراين خداوند نشنيدن حقايق را كه از مهر نهادن بر دلها ناشى مىشود به گناه ارتباط داده چنان كه شنيدن را به تقوا مرتبط ساخته، آنجا كه فرموده است: وَ اتَّقُوا الله وَ اسْمَعُوا«٣٩»: فَاتَّقُوا الله وَ أَطِيعُونِ«٤٠»، وَ اتَّقُوا الله وَ يُعَلِّمُكُمُ الله.«٤١» زمانى كه گناهان متراكم شوند بر دل مهر نهاده مىشود و در اين وقت آدمى كور باطن مىگردد و از دريافت حق و درك مصلحت دين ناتوان مىماند كار آخرت را سبك مىشمارد و به كار دنيا اهميّت مىدهد و كوشش خود را بدان منحصر مىسازد و هرگاه امور مربوط به آخرت و خطرهاى آن به گوشش برسد از يك گوش وارد و از گوش ديگر خارج مىشود، و در دل نمىماند و او را به توبه و جبران گذشته تحريك نمىكند. آنان كسانى هستند كه «از آخرت نااميد شدهاند چنان كه كافران خفته در گورها نااميد هستند» معناى سياه شدن دل چنان كه قرآن و سنّت از آن سخن گفتهاند همين است».
مىگويم: زراره از حضرت باقر (ع) روايت كرده كه فرمود: «در دل هر بندهاى نقطهاى سفيد است و اگر گناهى مرتكب شود در آن نقطه نقطهاى سياه پديد مىآيد. پس اگر توبه كرد سياهى مىرود و اگر به گناه ادامه دهد آن سياهى زياد مىشود تا آنجا كه سفيدى را مىپوشاند و هر گاه سفيدى را پوشاند
«٣٧» مطففين / ١٤: بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته .
«٣٨» اعراف / ٩٩: اگر بخواهيم آنان را به گناهانشان هلاك مى كنيم و بر دلهايشان مهر مى نهيم (تا صداى حق را) نشنوند.
«٣٩» مائده / ١٠٨: از (مخالفت ) خدا بپرهيزيد و گوش فرا دهيد.
«٤٠» مائده / ١٠٨: از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد.
«٤١» بقره / ٢٨٢: از خدا بپرهيزيد و خداوند به شما تعليم مى دهد.