راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٩٣ - و لا خلاك الدّهر من حاسد = فانما الفاضل من يحسد«١٩١»
از يكى وارد شوى و از ديگرى بيرون روى.»
به عيسى (ع) گفته شد: «اگر براى خود خانهاى مىساختى چه خوب بود؟
فرمود: آفريدگانى كه پيش از ما بودند براى (عبرت) ما كافى است.»
پيامبرمان (ص) فرمود: «از دنيا بپرهيزيد، چرا كه دنيا از هاروت و ماروت ساحرتر است.»«٢٠»
روايت شده كه رسول خدا (ص) روزى بر ياران خود وارد شد و فرمود:
«آيا در ميان شما كسى هست كه بخواهد خدا كورى را از او بردارد و بينايش كند؟ بهوش باشيد هر كس به دنيا رغبت كند و آرزويش در دنيا طولانى شود به همان اندازه خدا دلش را كور سازد، و هر كس در دنيا زهد ورزد و آرزويش را كوتاه كند خدا بدون فرا گرفتن به او دانشى بدهد و بدون هدايت گرى او را هدايت فرمايد آگاه باشيد پس از من گروهى خواهند بود كه حكومت آنها جز با كشتن و تكبّر راست نيايد و ثروت جز با فخر فروشى و بخل، و محبّت جز با پيروى هواى نفس، بهوش باشيد هر يك از شما كه آن زمان را دريابد و با توانايى بر ثروت بر فقر صبر كند و در حالى كه مىتواند محبّت ورزد بر خشم و كينه شكيبا باشد، و بر خوارى صبر كند در حالى كه مىتواند عزيز شود و اين كار را براى خدا كند خدا در مقابل پاداش پنجاه صديق به او بدهد.»«٢١»
روايت شده كه روزى عيسى (ع) دچار رعد و برق و باران شديدى شد و خانهاى مىجست كه بدان پناه ببرد. پس از دور خيمهاى به نظرش رسيد و به طرف آن آمد ناگهان زنى را در آن ديد. پس از آن روى گرداند پس غارى را در كوهى ديد و به آنجا رفت ناگاه در آن شيرى ديد. عيسى (ع) دست را بر سر خويش نهاد و عرض كرد: خداى من براى هر چيزى مأوايى قرار دادهاى و
«٢٠» اين حديث را ابن ابى الدنيا در نكوهش دنيا و بيهقى در (( الشعب )) از ابودردا به سندى ضعيف روايت كرده اند چنان كه در (( الجامع الصغير )) نقل شده است .
«٢١» اين حديث را ابن ابى الدنيا و بيهقى به صورت مرسل روايت كرده اند و در سند حديث ابراهيم بن اشعث است كه ابوحاتم درباره او سخن گفته است (( (المغنى ). ))