راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٧٨ - عوامل بسيارى حسد و قوى بودن آن
شيطان به او، نه بلكه حال شخص حسود زشتتر از اين است زيرا سنگى كه به پرت كنندهاش بر مىگردد فقط چشمان شخص را از بين مىبرد و اگر هم بماند ناگزير با مرگ از بين مىرود، ولى حسد به گناه بر مىگردد و گناه با مرگ از بين نمىرود و شايد گناه او را به خشم خدا و دوزخ بكشاند، پس اگر چشمش در دنيا از دست برود بهتر از آن است كه چشم داشته باشد و با چشم وارد دوزخ شود و شعله آتش آن را از حدقه بركند.
پس ببين خدا از شخص حسود كه زوال نعمت را از محسود خواسته است چگونه كيفر مىگيرد و نعمت را از محسود نمىگيرد بلكه از شخص حسود مىگيرد، چرا كه در امان بودن از گناه خود نعمتى است و در امان بودن از غم و رنج نيز نعمتى ديگر، و هر دو نعمت از حسود زوال يافته است به تصديق گفته خداى متعال: وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ«١٩٧» بسا كه شخص حسود خود به بلايى كه براى دشمنش مىخواهد گرفتار آيد، و كمتر اتّفاق مىافتد كه كسى ديگرى را به بدى سرزنش كند و خود به آن بدى گرفتار نشود، تا آنجا كه عايشه گفت: هيچ چيزى را براى عثمان آرزو نكردم مگر اين كه بر خودم وارد شد و اگر كشته شدن را برايش آرزو مىكردم خود نيز كشته مىشدم. اين گناه خود حسد است، پس چگونه است گناه اختلاف و انكار حقّ و رها ساختن دست و زبان در انتقام گرفتن از دشمنان كه از حسد نشأت مىگيرد؟ و اختلاف مرضى است كه تمام امّتهاى پيشين بدان هلاك شدهاند.
درمان علمى حسد همين امورى بود كه ياد شد. پس هر گاه انسان با انديشهاى پاك و دلى آماده در آنها بينديشد آتش حسد در دلش خاموش شود و بداند كه حسود خود را هلاك و دشمنش را شاد و پروردگارش را خشمگين و زندگى خود را تيره مىكند.
امّا درمان عملى كه براى دفع حسد مفيد واقع مىشود اين است كه بر حسد حاكم شود و خود را موظّف بداند كه در برابر هر گفتار و كردارى كه حسد
«١٩٧» فاطر / ٤٣: امّا اين حيله گرى هاى سوء تنها دامان صاحبانش را مى گيرد.