روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦ - ترجمه
الاضمار،يقال:بعدا له و سحقا و جدعا،اى ابعده اللّه بعدا،اى اهلكه هلاكا.و البعد الاسم،و الابعاد المصدر منه] [١].
ثُمَّ أَنْشَأْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ قُرُوناً آخَرِينَ ،پس بيافريديم از پس ايشان جماعتى ديگر را.
مٰا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهٰا وَ مٰا يَسْتَأْخِرُونَ ،سبق نبرد هيچ امّت وقت مرگ [٢]را،و بازپس ندارند [٣]ايشان را از آن،يعنى از اجل مضروب كه ايشان را بود،و آنوقت معيّن هلاك و مرگ ايشان را در تقديم و تأخير نرود [٤].
ثُمَّ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا تَتْرٰا ،آنگه بفرستاديم پيغامبران [٥]را پياپى.ابن كثير و ابو عمرو و ابو جعفر خواندند:تترى به تنوين بر توهّم آنكه«يا»اصلى است،كمعزى و [٦]معزا و بهمى و بهما،و باقى قرّاء به«يا»خواندند [٧]،گفتند [٨]:«يا [٩]»تأنيث راست،كغضبى و سكرى،و گفت [١٠]:لا ينصرف است.و آنكه به«الف»خواند،گفت:منصرف است،و اصل«تترى»،«وترى» [١١]من المواترة،كالتّقوى من وقيت،و التّكلان من وكلت[اليه] [١٢]الامر،و محلّ او نصب است بر حال.[اى متواترة.و گفتند:مصدر است،كالتّقوى براى آن حال كرده است آن را از جماعت] [١٣]. كُلَّ مٰا جٰاءَ أُمَّةً رَسُولُهٰا كَذَّبُوهُ ،هرگه كه رسولى به امّت خود آمد او را به دروغ داشتند. فَأَتْبَعْنٰا بَعْضَهُمْ بَعْضاً ،يعنى فى الهلاك بهرى را براثر بهرى هلاك كرديم پياپى بىتأخيرى.
وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَحٰادِيثَ ،جمع احدوثه،و ايشان را مثلى [١٤]ساير كرديم كه:ايشان مثل زنند و عبرت برگيرند با ايشان،و اين لفظ در شرّ به كار دارند،لا يقال جعلته احدوثة في الخير. فَبُعْداً لِقَوْمٍ لاٰ يُؤْمِنُونَ ،هلاك باد قومى را كه به خداى ايمان نيارند.
[١٣] [١٢] [١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:مرگش.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:نمانند.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:تأخيرى نبود.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مش+ما،مش+را ما.
[٦] .اساس+نهما،به قياس با نسخه آط و اتّفاق نسخه بدلها،زايد مىنمايد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+آنكه به يا خواند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:گفت.
[٩] .اساس:تا،به قياس با نسخه آط تصحيح شد.
[١٠] .آب،آز،مش:گفتند.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:بوده است.
[١٤] .آج،لب،آل:مثل.