روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥ - ترجمه
وجهى دگر گفت،و گفت:دو كلمه مركّب است و:«هى»و«هات»،هى تنبيه را،و هات به منزلت خمسة عشر،و قال الشّاعر فى رفعها و تنوينها [١]:
تذكّرت ايّاما مضين من الصّبا
و هيهات هيهات اليك رجوعها
و قال آخر [٢]-شعر:
لقد باعدت ام الحمارس دارها
و هيهات من امّ الحمارس هيهاتا
و كسائى در وقف اين«تا»را«ها»كرده است،گويد:هيهاه،و«لام»براى آن به صلۀ او كردند كه او به منزلت حرف است در آنكه متصرّف نيست.
إِنْ هِيَ إِلاّٰ حَيٰاتُنَا الدُّنْيٰا ،گفتند:هيچ حيات ديگر نيست الّا اين حيات كه ما مىبينيم در دنيا. نَمُوتُ وَ نَحْيٰا ،زنده مىباشيم مدّتى و آنگه مرگ به ما مىرسد و مبعوث و برانگيخته و زنده كرده نخواهيم بودن [٣].
إِنْ هُوَ ،نيست او،يعنى كه اين رسول را كه به ما فرستادهاند، إِلاّٰ رَجُلٌ افْتَرىٰ عَلَى اللّٰهِ كَذِباً ،الّا مردى كه دروغى فرا بافته است بر خداى،و ما به او ايمان نياريم و او را باور نداريم.
قٰالَ ،گفت:يعنى اين پيغامبر: رَبِّ انْصُرْنِي ،بار خدايا!مرا نصرت كن با آنچه مرا تكذيب مىكنند و دروغ مىدارند.
قٰالَ عَمّٰا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نٰادِمِينَ ،گفت:از اندك [٤]روزگار ايشان بر اين كفر و تكذيب كه مىكنند پشيمان باشند،و«ما»زيادت است في قوله[٧٠-ر]:«عمّا»، و المعنى عن قليل.
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ ،بگرفت ايشان را صيحت [٥]عذاب، بِالْحَقِّ ،به حق و استحقاق. فَجَعَلْنٰاهُمْ غُثٰاءً ،كرديم ايشان را غثاء،و آن رود آورد [٦]بود كه سيل بر سر گيرد. فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظّٰالِمِينَ ،هلاك باشد قوم بيدادكاران را،[و اولىتر آن است كه:بر دعا تفسير كنند،يعنى هلاك باد ايشان را.و نصب او بر اضمار فعلى باشد لازم
[١] .همۀ نسخه بدلها:و التّنوين.
[٢] .مه+فى فتحها.
[٣] .آط،آب،آز:نخواهم رفت،آج،لب،آل:نخواهيم رفت،مش:نخواهيم شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:اندر كم.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+و بانگ.
[٦] .آج،لب،آل:زودازود.