روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٨ - ترجمه
باشد؟گفت:معنى آيت[نه] [١]آن است كه تو گمان بردى،معنى آن است كه سلطان و حاكم براى رأفت و رحمت و رقّت نباشند [٢]تا اقامت حدود رها كنند.و گفتند:دليل بر اين ظاهر آيت است من قوله: فَاجْلِدُوا كُلَّ وٰاحِدٍ مِنْهُمٰا .و«جلد»، در لغت زدن باشد بر ظاهر جلد باشد،يقال:جلده اذا ضرب جلده،كما يقال:ظهره و بطنه و رأسه اذا ضرب ظهره و بطنه و رأسه.
خالد گفت:عبد اللّه عمر را كنيزكى بود،زنا كرد،او را به دست من داد و گفت:اين را حد زن بر پشت و بر پايها و بر اندامهاى ديگر ضربى خفيف.او را گفتم:فاين انت عن قوله: وَ لاٰ تَأْخُذْكُمْ بِهِمٰا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللّٰهِ؟ گفت به هر حال بنشايد كشتن او را،خداى جلد فرمود،قتل نفرمود.
سعيد بن المسيّب و حسن بصرى گفتند:مراد آن است كه ضربى زنى موجع و مولم.زهرى گفت:در زنا و فريه اجتهاد بايد كردن در زدن و مبالغت نمودن و در حدّ شراب [٣]تخفيف.قتاده گفت:در حدّ شرب و فريه تخفيف بايد،و در زنا اجتهاد و مبالغت.حمّاد گفت:فاسق [٤]را و شارب را حدّ با جامه بايد زدن،و زانى را پشت برهنه بايد زدن [٥].و به نزديك ما ايشان را حدّ چنان بايد زدن كه ايشان را يابند،اگر برهنه باشند ايشان حدّ برهنه بايد زدن،و اگر با جامه باشند ايشان را حدّ چنان [٦]بايد زدن.و مرد را جلد [٧]كه زنند ايستاده زنند،و زن را بنشانند،و اين حدّ كه زنند بر جملۀ اندام او مفرّق [٨]كنند الّا بر روى و فرج،و مذهب شافعى همين است،و ابو حنيفه گفت:جز بر سر و روى و فرج.
امّا كيفيت اقامت حدّ آن است كه:امام حاضر آيد و گواهان به جاى حدّ يا رجم.
اگر حدّ [٩]به اقرار مرد و زن واجب شده باشد،امام ابتدا كند به رجم آنگه مردمان،و
[١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:نبايد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مش:شرابخواره،مش:شرب.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:قاذف.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:كردن.
[٦] .آل،مش:حد با جامه.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:حدّ.
[٨] .مش:متفرّق.
[٩] .اساس:اگرچند بار،به قياس با نسخۀ آط،تصحيح شد.