روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٠ - ترجمه
او را«سواء»اگر به اقرار او باشد [١]،اگر به گواهى گواهان.
و آن را كه بر او رجم واجب بود،و او بيمار بود،رجم كنند او را و انتظار نكنند [٢]تا بهتر شود[چه غرض تلف اوست.و آن را كه حدّ بايد زدن و بيمار باشد،رها كنند تا بهتر شود] [٣]آنگه حد زنند او را.و اگر مصلحت اقتضاى تقديم حدّ كند بر او حدّش بزنند على كلّ حال به صد شمش درهم بسته-چنان كه بيان كرديم.
و آن را كه حدّ بايد زدن در صميم الحرّ و البرد نزنند،رها كنند تا هوا خوش شود.
و در زمين دشمن كس را حدّ نزنند تا حميّت حمل نكند [٤]او را بر آنكه در ايشان گريزد.
و اگر كسى را كه بر او حدّ واجب بود با حرم خداى يا حرم رسول يا حرم يكى از ائمه گريزد،رها كنند تا برون آيد آنگه حدّش زنند،و اگر برون نيايد طعام و شراب بر او تنگ كنند تا بيرون آيد آنگه حدّ بر او رانند [٥].
و زن را چون حدّ بر او واجب شود و آبستن باشد،رها كنند تا بار بنهد و از نفاس بيرون آيد،و كودك را شير بدهد،آنگه حدّش بزنند،اگر جلد باشد و اگر رجم.
و آنكس را كه چند حدّ بر او جمع شود كه بعضى از آن كشتنى [٦]باشد،همه به جاى آرند و كشتنى [٧]بازپس دارند چنان كه مثلا آن را كه حدّ فريه بر او واجب باشد و دست بريدن به دزدى [٨]،و كشتنى به قصاص،يا رجم به زنا،اوّل حدّش زنند و آنگه دستش ببرند و آنگه قصاص كنند او را.
و آن را كه حدّى بر او واجب شود و او عاقل باشد،آنگه مخلّط [٩]شود،حدّ بر او برانند [١٠]به هر حال و رها نكنند [١١].
و اميرالمؤمنين -عليه السّلام-حكم كرد در مردى كه بر خود اقرار داد به حدّى كه
[١] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٢] .آل:نكشند.
[٣] .اساس:افتادگى دارد،از آط،افزوده شد.
[٤] .آب،آج،لب،آز،آل:نكنند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:آنگه حدّش زنند.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:كه از آن بعضى كشتن.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:كشتن.
[٨] .اساس:بريدنى،به قياس با نسخۀ آط،و اتّفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٩] .آط،آب،آج،لب،مش:مختلط،آل:مخبّط.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:بدارند.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:رها كنند.