روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٧ - ترجمه
آنكه در اسلام كه [١]شرط باشد در احصان يا نه؟گفت:شرط نباشد [٢].
مرد بيمار مأيوس را چون حدّ بر او واجب باشد صد شاخ شمش ببايد گرفت و در هم بستن و يكبار به روى زدن بر وجهى كه مؤدى نباشد به اتلاف [٣]،و ابو حنيفه گفت:برآن كه باشد مجتمع و متفرّق بزنند ضربى مولم[و مالك گفت:صد تازيانه درهم بندند يا كمتر،به حساب بزنند او را به آن ضربى مولم] [٤].و شافعى گفت:به اطراف الثّياب و النّعال بزنند او را ضربى نه مولم،و اين طرفى است كه گفته شد از خلاف،و در اين موضع اين قدر كفايت است.
قوله: فَاجْلِدُوا كُلَّ وٰاحِدٍ مِنْهُمٰا مِائَةَ جَلْدَةٍ ،«فا»براى آن آورد كه كلام متضمّن شرط است،و التّقدير:من زنى من رجل او امرأة فعلى كلّ واحد منهما مائة جلدة،و اين خطاب اگرچه متوجّه است به جملۀ امّت،مراد رسول است-عليه السّلام- و ائمه كه قائم مقام او باشند در اقامت حدود بلا خلاف.
و حقيقت[زنا] [٥]وطى مرد باشد زن را در فرج بىعقد [٦]شرعى يا شبهۀ عقدى با علم يا غلبۀ ظن،و نه هر وطى حرام زنا باشد،زيراكه وطى زن حائض حرام است،و نيز وطى نفساء،و نگويند كه آن زناست.
قوله: وَ لاٰ تَأْخُذْكُمْ بِهِمٰا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللّٰهِ ،و نبايد كه شما را بگيرد به ايشان رقّتى [٧]و شفقتى در دين خداى.مجاهد و عكرمه و عطاء بن ابى رباح و سعيد جبير و نخعى و شعبى گفتند و ابن زيد و سليمان بن يسار:معنى آن است كه نبايد كه رحمت شما را برآن حمل كند كه حدّ خداى رها كنى و اقامت نكنى.معتمر [٨]گفت از عمران كه،من ابو مجلز [٩]را گفتم:اين سخت تكليفى است كه خداى ما را كرد في قوله: وَ لاٰ تَأْخُذْكُمْ بِهِمٰا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللّٰهِ ،نبايد كه شما را رأفتى و رحمتى پديد آيد بر ايشان،و ما را از روى بشريّت رحمت مىباشد بر ايشان،همانا مراد در اين بزه
[١] .آل:ندارد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:باشد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:با تلف او.
[٥] [٤] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:عقدى.
[٧] .آب،آز،آل:رأفتى.
[٨] .آج،لب،آل:معمّر.
[٩] .اساس:ابو ملحد،به قياس با نسخۀ آط و اتّفاق نسخه بدلها،تصحيح شد.