روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣١ - ترجمه
شراب خورد،من بر وضوى اوّلم كه اين جا در آمدم.
گفتند:در ايّام سيفالدّوله علىّ بن حمدان [١].روميان زنى را به اسيرى بگرفتند،از ايشان بگريخت به شب [٢]از روم به بغداد آمد بىزادى و طعامى.
سيفالدّوله او را گفت:چگونه آمدى؟گفت:هرگه كه گرسنه شدم سهبار قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ [٣]بر خواندم سير شدم و قوتم پديد آمد به رفتن.
ذو النّون مصرى را گفتند:چه مىخورى؟گفت:انّ ربّي يطعمني و يسقيني.
يطعمني طعام المعرفة و يسقيني شراب المحبّة.آنگه اين بيت بگفت-شعر:
شراب المحبّة خير الشّراب
و كلّ شراب سواه سراب
اين حكايت و امثال اين به نزديك اهل تصوّف از كرامات باشد،و به نزديك ما اگر درست بود [٤]معجز بود كه خداى تعالى اظهار كند بر دست بعضى صالحان چون داند كه در آن لطفى خواهد بود يا [٥]بعضى مكلّفان را.مذهب علم الهدى-رحمة اللّه عليه-اين است.
وَ إِذٰا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ،گفت:چون بيمار شوم او مرا شفا دهد،اگر [٦]بيمارى و شفا هر دو از اوست،او [٧]ادب نگاه داشت و بيمارى اضافت با خود كرد،و شفا حوالت با وى.عجب [٨]روا نمىدارد كه اين قدر حوالت به خداى كند [٩]،تو چگونه روا مىدارى كه هركجا قبايحى و فضايحى [١٠]حوالت با او مىكنى.
يكى از جمله بزرگان گفت:به بيمارستانى فروشدم [١١]،مردى طبيب را نشسته- ديدم و جماعتى بيماران را بر وى گرد آمده،و هركس علت خود شرح مىدادند [١٢]،و او هركس را دوايى مىفرمود در خور هريك [١٣].برنايى به نزديك او فراز شد،روى زرد-
[١] .چاپ شعرانى(٣٤٤/٨):سيفالدّوله على همدانى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٣] .سورۀ اخلاص(١١٢)آيۀ ١.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:شود.
[٥] .آط:با.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+چه.
[٧] .آل،آج،لب+را.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:اىعجب ابراهيم.
[٩] .آج،لب،آل،مه:روا نمىدارى كه اين قدر حوالت به او مىكنى.
[١٠] .آط،آب،آز+هست.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:در شدم.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:مىداد.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:دوايى مىكرد در خور او.