روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٧ - ترجمه
وَ قِيلَ لِلنّٰاسِ ،مردمان را گفتند:شما حاضر خواهى آمدن تا باشد كه ما به دنبال اين ساحران برويم و ايشان را متابعت كنيم اگر ايشان غالب باشند؟و گفتند:
به«سحره»موسى و قومش را خواستند، إِنْ كٰانُوا هُمُ الْغٰالِبِينَ ،بر طريق استهزا گفتند.
فَلَمّٰا جٰاءَ السَّحَرَةُ ،چون ساحران بيامدند،فرعون را گفتند: أَ إِنَّ لَنٰا لَأَجْراً ،ما را مزدى خواهد بودن به نزديك تو و اجرى [١]اگر چنان باشد كه ما غالب آييم؟ قٰالَ نَعَمْ ،گفت:آرى. وَ إِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ،و شما پيش من [٢]از جملۀ مقرّبان باشى و نزديكان.
قٰالَ لَهُمْ مُوسىٰ أَلْقُوا مٰا أَنْتُمْ مُلْقُونَ ،موسى گفت آن جادوان را كه:بيندازى آنچه خواهى انداختن.
فَأَلْقَوْا حِبٰالَهُمْ ،و ايشان آن چوبها و رسنها كه داشتند بينداختند. وَ قٰالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ ،و گفتند:به عزت فرعون كه ما غالب خواهيم آمدن،و غلبه ما را خواهد بودن.
فَأَلْقىٰ مُوسىٰ عَصٰاهُ ،موسى-عليه السّلام-عصا كه داشت [٣]بينداخت. فَإِذٰا هِيَ تَلْقَفُ مٰا يَأْفِكُونَ ،در حال آنچه ايشان به روزگار دراز ساخته بودند از چوبها و رسنهاى مار پيكر و اژدها پيكر فروبرد. جادوان كه آن بديدند،به اوّل نظر بدانستند كه آنچه موسى كرد نه از جنس سحر است،و به سحر آن نتوان كردن،چه ايشان اسرار جادوى نيك دانستند و برآن واقف بودند،حالى به روى در افتادند[١٤٥-پ]سجده كنان و گفتند: آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِينَ ،ما ايمان آورديم به خداى جهانيان.
آنگه براى آن تا ابهام [٤]نيفكند فرعون كه مرا مىخواهند به اين كه مىگويند،قيد زدند كه: رَبِّ مُوسىٰ وَ هٰارُونَ ،خداى موسى و هارون.
قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ ،فرعون گفت:ايمان آوردى به موسى پيش ازآنكه من دستورى دادم شما را،او مهتر و استاد [٥]شماست كه شما را سحر آموخت. فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ،
[١] .آط،آو،آز،مش:اجرتى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:پس از اين.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:عصاى خود.
[٤] .مش:آنكه ابهام.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:انباز.