روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣ - ترجمه
است. وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا ،و با من خطاب مكن در باب ظالمان،يعنى كافران كه ايشان لا محال [١]غرق خواهند شدن.
فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ ،چون راست شده باشى تو و آنان كه با تواند در كشتى[متمكّن بنشسته باشى.و استواء،اين جا به معنى استيلاست،به قرينۀ«على»و به معنى قصد باشد في قوله: ثُمَّ اسْتَوىٰ إِلَى السَّمٰاءِ [٢]... ،اى قصد به قرينۀ«الى»]. [٣]فَقُلِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي نَجّٰانٰا مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِينَ ،بگو سپاس آن خداى را كه ما را برهانيد از قوم ظالمان.
وَ قُلْ ،نيز بگو: رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلاً مُبٰارَكاً ،فرود آر[مرا] [٤]فرودآوردنى مبارك.
جملۀ قرّاء خواندند:منزلا به ضمّ«ميم»و فتح«زا»على المصدر،مگر ابو بكر عن عاصم كه او خواند:منزلا به[فتح«ميم»و] [٥]كسر«زا»على الموضع. وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ ،و تو بهترين فرودآورندگانى.
إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيٰاتٍ ،در اين حديث كه رفت از قصۀ نوح[٦٩-پ]آياتى و علاماتى و عبرتى است. وَ إِنْ كُنّٰا لَمُبْتَلِينَ ،«ان»مخفّفه است از ثقيله و ضمير شأن و كار در او مقدّر است،و التّقدير:و انّه كنّا اى [٦]انّ الشّأن و الامر كنّا[لمبتلين،و ما ايشان را ابتلا و آزمايش كرديم به آن.و كوفيان گفتند:معنى آن است كه ما كنّا] [٧]الّا مبتلين،ما نبوديم الّا آزماينده ايشان را-و نظاير اين برفت-يعنى آنچه ما كرديم با ايشان از تمكين و امهال و انظار [٨]،معامله كسى بود كه امتحان كند كسى را.
ثُمَّ أَنْشَأْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ ،پس آنگه از پس ايشان قرنى و جماعتى دگر را بيافريديم.و قرن اهل عصرى باشد [٩].
فَأَرْسَلْنٰا فِيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ ،مفسّران گفتند:آن قرن عاد بودند،و اين پيغامبر هود بود. أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ،آن پيغامبر قوم خود را گفت:خداى را پرستى كه شما را جز او خداى نيست.روا باشد كه اين جا قول مضمر باشد،يعنى فقال لهم:
[١] .همۀ نسخه بدلها:لا محاله.
[٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٩،و فصلت(٤١)آيۀ ١١.
[٧] [٥] [٣] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.
[٤] .اساس:ندارد،از آج،افزوده شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:ندارد،چاپ شعرانى:انزار.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:باشند.