روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢ - ترجمه
مرا يارى ده بر اينان كه مرا تكذيب مىكنند و به دروغ مىدارند.[و نصر عليه ضدّ نصره باشد،چنان كه اعانه و اعان عليه،اعنى چون با«على»گويد يار خصمش باشد بر او،و مثله:شهد له و عليه،و مثله قوله:حين حلّت علينا الولايا و العدوّ المباسل] [١]. فَأَوْحَيْنٰا إِلَيْهِ ،ما به او وحى كرديم كه كشتى بساز. بِأَعْيُنِنٰا ،به چشمهاى ما.در او دو قول گفتند:يكى آنكه،به جايى كه ما بينيم،چنان كه كسى را به چيزى نگران باشد،و مراد آنكه به حفظ ما و عنايت ما و نگاهداشت ما.و قولى دگر آنكه:باعين ملائكتنا،به چشم فرشتگان ما،چنان كه [٢]: يُؤْذُونَ اللّٰهَ... [٣]، اى يؤذون اولياء اللّه. وَ وَحْيِنٰا ،و به فرمان و اشارت ما. فَإِذٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا وَ فٰارَ التَّنُّورُ ، چون فرمان ما درآيد و آب از تنور برجوشد،و خداى تعالى جوشيدن از [٤]تنور به علامت ايشان كرد در باب هلاك.و گفتند خداى تعالى گفت:وقت هلاك ايشان آنگه باشد كه من به معجز تو آبى بر آرم [٥]از ميان تنورى تافته،خداى تعالى از ميان آتش آب بر آورد،و در عهد نوح در بدايت طوفان و در آخر طوفان آتش از ميان آب پديد آورد تا ايشان را از ميان آب به آن آتش بسوختند،و ذلك قوله تعالى: أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نٰاراً [٦].
فَاسْلُكْ فِيهٰا مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ ،گفت:در كشتى بر از هر جنسى دو جفت،يعنى نر و ماده.و«سلك»،هم لازم است و هم متعدّى جز كه مصدر لازم سلوك باشد،و مصدر متعدّى سلك باشد،يقال:سلكت الطّريق و سلكت غيري و اسلكته [٧]بمعنى،قال الشّاعر-شعر:
و كنت لزاز خصمك لم اعرّد
و قد سلكوك في يوم عصيب
و قال الهذلىّ-شعر:
حتّى اذا اسلكوهم في قتائدة
شلا كما تطرد الجمّالة الشّردا
وَ أَهْلَكَ
،و نيز اهل خود را و قوم خود را كه به تو ايمان آوردهاند، إِلاّٰ مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ ،الّا آنان كه قول بر ايشان سابق شده است از جفت تو كه كافر
[١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+گفت.
[٣] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٥٧.
[٤] .آط،آب،آج،آز،مش،مه:آب.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:برانم.
[٦] .سورۀ نوح(٧١)آيۀ ٢٥.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:اسلكه.