فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٣ - نكتهها (٢٣) رضا مختارى
عليهم السلام، حافظ ديوان لسان الغيب، و مثنوى و منظومه سبزوارى، و تائيه ابن فارض و بسيارى از ادعيه و صحيفه سجاديه و نيز متن مطول تفتازانى بوده است.
-١١. از قبيل آنچه گذشت كه برخى از آنها خلاف واقع و غير قابل باور است پارهاى از مطالب ديگر از همين قماش درباره آية اللّه سبزوارى (أعلى اللّه مقامه) كه در همان كتاب ذكر شده چنين است:
ـ او فقيهى متبحر و متضلّع، مفسرى بزرگ، اصولى و محدثى بى بديل، متكلم، فيلسوف و عارفى جامع، مهذبى خود ساخته... بوده است.
ـ بدون ترديد، از جهت جامعيت در فنون مختلف و گسترش موضوعات مورد قلم فرسايى، و نگارشهاى عالمانه و بى بديل، سر آمد فقها و چهره درخشان حوزه كهن، سترگ و استوار نجف اشرف بوده است.
به راستى آيا اين بزرگوار، «اصولى و محدثى بى بديل» و نگارشهاى ايشان «بى بديل» و ايشان «سرآمد فقهاى نجف بوده است»؟؟
در همان كتاب مىخوانيم:
هرگاه مجموعه آثار مرحوم سبزوارى به جامعه علمى و به دنياى اسلام عرضه شود آنگاه ابتداى راه جديدى آغاز مىشود كه پژوهش بر [ كذا] افكار و انديشههاى مرحوم سبزوارى است و در آن هنگام مىتوان به بازسازى و بازخوانى مكتب قويم فقهى، اصولى، كلامى، فلسفى، تفسيرى، حديثى، رجالى، اخلاقى، تربيتى، منطقى، ادبى، اجتماعى آن حكيم فقيه پرداخت [ كذا] .
ـ بسيار زاهدانه زندگى مىكرد، لباس او هميشه در تابستان و زمستان يكى بود.
بنده بسيار مستبعد مىدانم در گرماى شديد تابستان نجف و سرماى زمستان آن ـ كه هر دو را خود تجربه كردهام ـ بتوان از «يك لباس» استفاده كرد و اصولاً آيا در تعاليم دينى ما دستور دادهاند كه لباس تابستان و زمستانتان يكى باشد؟ آيا اين امر راجح است يا مرجوح؟
برخى ديگر از مطالب نامفهوم كتاب مذكور:
ـ اگر كسى بخواهد بفهمد كه گناهانش بخشيده شده است يا خير نماز جعفر طيار بخواند.
ـ لازم است اصحاب تفكيك، قرابت و تشابه روش خود را با روش سلفيه و وهابيان توجه داشته باشند و مبادا پيامدهاى سلفىگرى كه چيزى غير از پديد آمدن فرقههاى افراطى تكفيرى نيست به دنبال همين انديشه بهوجود آيد. آيا شادىكردن از تكفير فلاسفه و عرفا سرانجامى غير از شكلگيرى گروههاى طالبان و القاعده و گروه ريگى و قتل عام مسلمانان و انسانهاى بى گناه خواهد داشت؟!
معلوم نيست چه نسبتى بين مكتب تفكيك و گروه ريگى وجود دارد؟! از اين سنخ مطالب در كتاب يادشد شده كم نيست كه به همين اندازه اكتفا مىكنم. اكنون به چند نمونه ديگر ـ از غير كتاب مذكور ـ اشاره مىكنم.
١٢. يكى از فضلا گفتهاند :
فلسفه ما بسيار كم حجم است. بزرگترين كتاب فلسفه مثل اسفار، يا شفا مقدار زيادى نيست. يكى از اديان ـ كه اكنون در هندوستان وجود داردـ «عورت پرستى» است... اما همين فرقه انحرافى يك دوره فلسفه پنجاه جلدى و چندين دوره فلسفه اين جورى دارند...فلسفه اسلامى حجم زيادى ندارد.
اگر نامى از شفا يا اسفار و مقايسه آنها با كتب فلسفى «عورت پرستان» نبود