فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٧٤
الى آخره بحمل الروايات على كون الوقت صالحا للفريضين لولا حيث تقدم الظهر على العصر. وبملاحظه هذه الحيثيه جعل الوقت بمقدار اداء الفريضه وقتا للظهر، والحاصل انه اذا زالت الشمس دخل الوقتان بموجب الاقتضاء الذاتى الا ان قبليه الظهر على العصر او حيث جعل مقدار من الوقت خاصا له. (٣٦)
و چه بسا جمع مىشود ميان آن روايت، و روايات دلالت كننده بر اشتراك وقت از اول زوال تا آخر آن به اين صورت كه اين روايات بر اين حمل مىشود كه اين وقت صلاحيت بر اداى هر دو فريضه »ظهر و عصر« دارد اگر اين طور نباشد كه نماز ظهر بر عصر مقدم باشد، و به ملاحظه اين حيثيت به مقدار اداء فريضه ظهر براى نماز ظهر وقت در نظر گرفته مىشود. حاصل اين كه وقتى خورشيد زوال مىكند وقت هر دو نماز به حسب اقتضاء ذاتى داخل مىشود مگر اين كه قبليت ظهر بر عصر يا قرار گرفتن مقدارى از وقت، مخصوص به آن است. با اين وجود چنين جمعى را به دليل ايراداتى كه بر آن وارد است نمىپذيرد، زيرا سياق هر دو دسته روايات يكى است و هر دو اينگونه بيان مىدارند كه (اذا زالت الشمس فقد دخل وقت...) و يكى (الصلاتين) را و ديگر روايت (الظهر) را اضافه مىكند. مولف اشكال مىكند كه بدين ترتيب چگونه مىتوانيم روايات وقت مشترك را بر اقتضاء ذاتى حمل كنيم و ديگرى را بر مقام فعليت به اضافه اين كه اگر امام عليه السلام مرادشان بيان اقتضاء ذاتى دخول وقت است بر هر دو نماز، چه اثر عملى بر آن مترتب خواهد بود، و چه مشكلى را براى سوال كننده، در انجام فريضه مرتفع خواهد كرد، و اين احتمالى بسيار دور از ذهن است. (٣٧)
(٣٦)جامع المدارك، ج١، ص٢٣٩.
(٣٧)برداشتى از احكام مولف است در ج١، ص٢٣٩.