فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٥٥
همراه با نكته سنجى است كه در بسيارى از موارد با خدشه در دلالت كليه اخبار مورد استناد مشهور، حكم مزبور را مورد ترديد قرار مىدهد و يا به عكس با تامل در يك روايت و بيان نحوء دلالت آن به استنباط حكم مىپردازد. در زير ضمن ارائه نمونه هايى از اين قبيل مباحث به شيوه فقهى مولف در بررسى دلالت احاديث، و مبانى و اصولى كه در آن رعايت مىكند اشاره مىكنيم. (١١)
١- در مساله لزوم قطع اوداج اربعه در ذبح حيوانات كه نظر مشهور نيز چنين مىباشد، مىفرمايد:
ويمكن الاستدلال لهذا القول بحسن عبد الرحمن المذكور حيث قال عليه السلام- على المحكى-: اذا فرى الاوداج فلا باس بذلك... فلا يكفى قطع الحلقوم- كما ربما يستفاد من صحيح الشحام المذكور حيث قال عليه السلام- على المحكى- : (اذا قطع الحلقوم و خرج الدم فلا باس-. ممكن است براى اين قول به حسنه عبدالرحمن كه ذكر آن رفت، استدلال شود، چنانكه بنابر محكى حضرت فرمودند:
اگر رگها را قطع نمود مانعى ندارد، پس قطع حلقوم كافى نيست چنانكه از صحيحه شحام مستفاد مىشود كه در آن مىمىفرمايد: اگر حلقوم قطع شد و خون بيرون آمد مانعى ندارد. سپس در مقام دفع معارضه ميان خبر شحام و حسن عبدالرحمن در دليل مشهور يعنى حسن عبدالرحمن خدشه نموده و استظهار لزوم فرى اوداج اربعه را رد مىنمايد و مىگويد:
ويمكن ان يقال: لانسلم ظهور حسن عبدالرحمن فى ما ذكر، لان ذكر الاوداج واراده الحلقوم والمرى مع الودجين لعله مجاز لايصار اليه الا بالقرينه، ويمكن ان يراد اذا كان شانه ان يفرى اوداج الحيوانات من باب تلاقى الجمع بالجمع، و مع الاجمال لايوجب رفع اليد عن ظهور الصحيح
(١١)نمونهاى ديگرى از اين قبيل مباحث را در بحث اجماع آوردهايم.