فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣ - قصاص حق انحلالى يا مجموعى؟ آیت الله سيدمحمود هاشمى شاهرودى
دليل دوم؛ تمسّك به روايات خاصه:
١ـ صحيحه ابى ولاد حناط:
قال سألت أبا عبداللّه(ع) عن رجل قتل وله أم وأب وإبن، فقال الابن أنا اريد أن أقتل قاتل أبي وقال الاب أنا أريد أن أعفو وقالت الام أنا اريد أن آخذ الدية. قال فقال: فليعط الابن أم المقتول السدس من الدية ويعطي ورثة القاتل السدس من الدية حق الاب الذى عفا وليقتله؛ (١٢) ابى ولاد مىگويد: از امام صادق(ع) پرسيدم مردى به قتل رسيد و پدر و مادر و پسرى دارد، پسر مىگويد مىخواهم قاتل پدرم را بكشم، پدر مىگويد من او را مىبخشم، مادر مىگويد مىخواهم ديه بگيرم، امام در پاسخ فرمود: پسر بايد يك ششم ديه را به ما در مقتول بپردازد و يك ششم نيز از بابت حق پدر كه عفو كرده بود به ورثه قاتل بپردازد، سپس مىتواند قاتل را بكشد.
٢ـ روايت جميل بن دراج از برخى از اصحاب خود كه به صورت مرفوع از اميرالموءمنين(ع) نقل كرده است:
في رجل قتل وله وليّان فعفا أحدهما وأبى الآخر أن يعفو، فقال: إنّ الذي لم يعف إن أراد أن يقتله قتله وردّ نصف الدية على اولياء المقاد منه؛ (١٣) اميرالموءمنين(ع) در مورد مردى كه كشته شده بود و دو ولىّ داشت، يكى از آن دو عفو كرده و ديگرى نخواست عفو كند، فرمود: آنكه عفو نكرده اگر بخواهد مىتواند قاتل را بكشد و نصف ديه را به اولياى او برگرداند.
دلالت اين دو روايت بر قول مشهور، واضح است، هرچند استفاده مشهور از ذيل صحيحه براى اثبات اين نكته كه واجب است پرداخت ديه مقدم بر انجام قصاص باشد مورد مناقشه واقع شده و برخى بر اين نظرند كه هر يك از اوليا مىتواند قبل از پرداخت ديه نيز جانى را قصاص كند منتهى ضامن سهم ديه اوليايى است كه خواهان ديه هستند.
(١٢)همان، ص١١٣، باب ٥٢ از ابواب قصاص نفس، حديث١.
(١٣)همان. حديث٢.