فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٨ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت (٢) آیت الله سيدمحسن خرّازى
كه اين ادله به موجوداتى اختصاص دارند كه موجوديت آن بسان موجوديت حيوانات با خلق و نقاشى باشد و موجوداتى كه ياد شده يعنى جنّ ، شيطان و فرشته چنين نيست. به علاوه اگر ملتزم شويم كه دربرخى از مصاديق مورد نقض، نقاشى حرام نيست، بعدى ندارد و تالى فاسد نظريه نخستين ما نخواهد بود. (٤)
ممكن است گفته شود: تقييد برخى از اخبار حرمت نقاشى به تصوير و خلق تدريجى و دميدن روح موجب آن نمىشود كه اين دليل شامل جنّ، ملك و فرشته نباشد؛ زيرا اين حقايق نزد عرف نيز چنين است. آنچه بيان شد كه آفرينش آنها دفعى است ـ كه درجاى خود بحث شده است ـ براى عرف ناشناخته است. از طرفى مىدانيم كه در تشخيص مصداقهاى مفاهيم نظر عرف ملاك است؛ چنان كه درتشخيص خود مفاهيم نيز مناط نظر عرف است. بنا بر اين ادعاى خارج بودن اين نمونه ها از حوزه روايات، قابل پذيرش نيست.
به علاوه، خصوصيات برخى از روايات به ساير مطلقات سرايت نمىكند؛ زيرا هردوى آنها مثبتند. بنا بر اين وجهى ندارد كه ما از عموم ادله اى كه از ساخت و آفرينش تصاوير به استثناى غير جانداران نهى كرده، دست برداريم.
به علاوه حكمت حرمت تشبّه و همسانى با خالق درتصوير گرى بوده است و چنين حكمتى در باره اين نمونه ها و نقاشيهاى خيالى ـ هرچند كه داراى موجوديت خارجى نباشد ـ صادق است ووجهى ندارد كه صفت تصوير گرى را به تصاوير موجود خارجى مقيد سازيم.
ممكن است وجه حرمت را چنين بيان كنيم: متداول از نقاشى جنّ و فرشتگان شكل مشابه حيوانات است. بنا بر اين از اين جهت نقاشى جنّ و فرشته حرام است؛ زيرا با فرض علم نقاشى به اين كه اين نقش صورت جنّ يا فرشته است، لازم نيست قصد حيوانيت آن را داشته باشد.
استاد بزرگوار ما امام خمينى(ره) براين گفتار چنين اشكال كرده است:
(٤)مكاسب محرمه،ج١،ص٢٧١و٢٧٢، موءسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام.