فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٤٩
اساس مبانى خويش روشى جز روش قدما را در پيش گرفتند. نمونه هايى از اين قبيل تاليفات مبانى تكمله المنهاج: آيه اللّه خويى، مبانى المنهاج آيه اللّه قمى، متسمسك العروه الوثقى آيه اللّه حكيم، شرح تبصره المتعلمين آقا ضياء الدين عراقى، جامع المدارك نيز از اين قبيل آثار فقهى است، كه با حذف برخى مباحث حاشيه اى و جنبى، بر نقد و تحصيل اولى، و موشكافى دقيق استظهارات مبتنى گرديده، و محورهاى كليدى مباحث را مد نظر قرار داده است. آنچه به مختصر شدن مباحث كتاب انجاميده به طور عمده عبارتست از:
١- نپرداختن به اقوال ديگران و بيان نكردن آنها
٢- ايجاز در عبارات ٣- حذف مطالب تكرارى ديگر فقها، و درعوض ارائه مطالب در خور تحقيق و بررسى. البته بر كسانى كه از نزديك با مقام علمى و مباحث مرحوم خوانسارى آشنايى دارند احاطه كم نظر ايشان به منابع و اقوال فقهى پوشيده نيست و همين امر سبب پويايى و استحكام فقه ايشان گرديده است.
٣- استحكام و اتقان مباحث: آن چه بر اهميت (جامع المدارك) مىافزايد، آن است كه مولف به اقتضاى هر مبحث، عميق ترين و متقن ترين نظريه پردازى هاى علمى را در قالب عبارات كوتاه اما گويا ارايه مىدهد. هر عبارت و جمله اى به طور كاملا دقيق و حساب شده انتخاب مىشود، و نظريات او همراه استدلال روشن و متكى به مبانى مورد وفاق فقهى است.
٤- نوانديشى و نوآورى: چنان كه قبلا نيز بيان شد عموما در فقه معاصر، اختصار، به همراه پرداختن، مباحث جديد و تازه در اولويت قرار گرفته، ولازم است بر آن بيشتر تكيه شود. (جامع المدارك) نيز از جمله معدود آثار فقهى معاصر است كه فقهى پويا را ارائه نموده، و در آن با حفظ جميع مبانى فقهى، در ادله و استظهارات گذشتگان تامل گرديده است، و مطالب نوينى چه به صورت طرح موضوع يا خدشه در احكام بر جاى مانده از اجتهاد ديگران در آن لحاظ شده است. در حقيقت از يك منظر مىتوان فقه مرحوم خوانسارى را (فقه انتقادى) ناميد، كه در برخى مباحث نقادى پيشينيان هم در اقوال و هم