فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٣ - شيوه هاى دست يابى به فتواى قدما احمد مبلغى
ديدگاه خوانساريها،
ا) آقا حسين خوانسارى:
مىتوان از كلمات او دو قاعده را برگرفت:
١. (هرگاه صدوق، سخن پدر خود را نقل كند و به رد آن نپردازد به آن فتوا داده است.) او در يك مساله مىگويد:
والظاهر ان ابنه الصدوق ايضا قائل به حيث نقل كلام ابيه فى الفقيه ولم ينكره. (١١)
٢. (قاعده نامعلوم بردن فتواى قدما نسبت به تفصيلى كه متاخرين در يك مساله احداث كرده اند) اين قاعده نسبت به همه قدما و از آن جمله صدوق در من لايحضره الفقيه جارى است. براساس آن اگر در مساله اى متاخرين تفاصيلى را طرح كنند و فتواى قدما در آن به صورت مطلق مشاهده شود نمىتوان فتواى آنان را نسبت به آن تفاصيل دريافت اين قاعده را مىتوان از عبارتى در مشارق فهميد. (١٢)
ب) آقا جمال خوانسارى،
چهار قاعده را از كلمات ايشان مىتوان استفاده كرد:
قاعده اول:(آنجا كه صدوق سخن پدر را نقل كند و به رد آن نپردازد به آن فتوا داده است قاعده اى كه آقا حسين خوانسارى نيز آن را ارائه داده است و گذشت)
قاعده دوم:(هنگامى كه صدوق رواياتى متعارض را ذكر كند و به جمع و تاويل دست نزند فتواى او بدست نمىآيد) او مىگويد:
ابن بابويه رحمه اللّه در من لايحضره الفقيه... بسيار نقل كرده احاديث متعارض و متناقض را و متعرض جمع و تاويل نشد چنانكه به تتبع آن كتاب
(١١)رسائل آقا جمال خوانسارى، ص٥٣٦٦ .
(١٢)مشارق الشموس، ص ٢٢.