جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٧٧ - مطلب ششم در بيان صيغۀ ضمان عهده است
اشاره به آن شد، و گفتيم كه ترجيح فخر المحققين هم در اينجا در اين صورت بود.
مطلب ششم: در بيان صيغۀ ضمان عهده است.
و علامه در تحرير (در سه نسخه كه در نزد ما حاضر است) گفته است «ضمان العهدة ان يقول ضمنت عهدته، او ضمنت منه، او ضمنت دركه، او يقول للمشترى ضمنت خلاصك منه». و ظاهر اين است كه مراد اين است كه ضامن بگويد به مشترى كه من ضامنم عهدۀ ثمن تو را هر گاه مبيع مستحق غير بر آيد، يا بيع باطل شود من ضامنم كه از عهدۀ قيمتى كه به بايع داده [اى] برآيم. يا بگويد «ضمنت عنه» يعنى ضامن به مشترى بگويد كه من ضامنم از جانب بايع از براى تو، باز مراد ضمان ثمن يا عهدۀ ثمن باشد. يا بگويد «ضمنت دركه» يعنى ضامن شدم از براى تو درك ثمن و تبعه و مظلمه كه از جهت خسارت ثمن به تو برسد. و اين سه صيغه از براى ضمان ضامن است از براى مشترى از جانب بايع.
و اما صيغۀ آخرى: يعنى اين كه ضامن بگويد به مشترى «ضمنت خلاصك منه» پس اين از براى ضامن شدن ضامن است از جانب مشترى از براى بايع. و اين در صورتى است كه مشترى تسليم ثمن نكرده و ضامن از براى بايع ضامن مىشود به مشترى مىگويد كه من ضامنم كه هر گاه تو قيمت را نرسانى به بايع من برسانم و تو را از دست بايع خلاص كنم. يا اگر قيمتى كه [مشترى] داد مال غير برآيد، يا نقص ديگر داشته باشد، من از عهده برآيم.
و ممكن است كه اين هم از نوع مثالهاى قبل باشد. يعنى ضامنم كه اگر در مبيع عيبى و نقصى بهم رسد تو را خلاص كنم از نقصان كه از جهت قيمتى كه داده [اى] به بايع به تو برسد.
و عبارتى كه از تذكره نقل شده اين است كه ضامن به مشترى بگويد «ضمنت لك عهدته، او ثمنه، او دركه، او خلّصتك منه». و معنى اين عبارت هم از ملاحظۀ آن چه گذشت معلوم مىشود. و علامه در تحرير- بعد از عبارتى كه از او نقل كرديم- گفته است كه «و لو ضمن خلاص المبيع لم يصح. لانه اذا خرج حرا لم يحلّ تخليصه، و ان خرج مستحقا لم يستطع الّا بالبيع. و ذلك ضمان ما لم يجب فلم يصح. فان ضمن عهدة المبيع و خلاصه بطل فى الخلاص و صح فى العهدة».