دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١١ - ٤/ ١ فاطمه، دختر پيامبر
سستْرأيان، بد سخنان و سستْنيزگان! «راستى چه زشت است آنچه براى خود پيش فرستادند كه [در نتيجه،] خدا بر ايشان خشم گرفت و پيوسته در عذاب مىمانند».
سوگند به خدا كه گناه آن را بر گردنشان آويختم و عارِ آن را بر چهرهشان پاشيدم. بريده و به خاك ماليده باد [بينىِ] گروه ستمكاران!
واى بر آنان! چگونه آن (حكومت) را از ابو الحسن دور ساختند؟! سوگند به خدا، جز شمشيرِ بازدارندهاش و عقوبتدهىاش در ميدان نبرد و خشم، و تسليم ناپذيرىاش در راه خدا، چيزى باعث انتقام گرفتن از او نشد.
سوگند به خدا، اگر از زمامى كه پيامبر خدا به او داده بود، دست مىكشيدند، او آن را به دست مىگرفت و آن را به ملايمت، پيش مىبُرد؛ چون او پايههاى رسالت و ريشههاى نبوت و محلّ هبوط روح امين و آگاه به كار دين در دنيا و آخرت است: «آرى. اين، همان خُسران آشكار است».
سوگند به خدا، نه بينىِ شتر مجروح مىشد، و نه سوارش آزرده. آنان را به سرچشمه آبى صاف، زلال، گوارا و سرشار مىرسانْد كه در كنارههاى آن، آب