دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٩ - ٤/ ١ فاطمه، دختر پيامبر
عرب و سرپيچى كنندگان اهل كتاب، مبتلا كرد. «هر بار كه آتشى براى پيكار بر افروختند، خدا آن را خاموش ساخت» يا سلطهگرى شيطانى سر برآورد و يا گروهى از مشركان، دهان گشودند و او برادرش [على] را در كامشان افكند و على، جز آن هنگامى كه گوشهايشان را پاكوب كرد، برنگشت و با شمشيرش شعلهافروزى آنان را خاموش ساخت، با پذيرا بودن رنج در راه خدا و كوشش در كار خدا، و در حالى كه به پيامبر خدا نزديك، سرورى در بين اولياى خدا، آماده، ناصح، پرتلاش و كوشا بود و در راه خدا، ملامت هيچ ملامتكنندهاى را پذيرا نشد.
٣٧٠٣. حضرت فاطمه ٣ خطاب به مردمى كه براى گرفتن بيعت از امام على ٧ در خانهاش اجتماع كرده بودند: گروهى بد انجمنتر از شما سراغ ندارم. جنازه پيامبر خدا را بر روى دست ما رها كرديد و حكومت را بين خودتان تمام كرديد و ما را به فرمانروايى برنگزيديد و براى ما حقّى قائل نشديد. گويى كه شما آنچه [پيامبر خدا] در روز غدير خم فرمود، نمىدانيد. سوگند به خدا، در آن روز، پيمان فرمانروايى را براى او بست تا بدين وسيله، اميد شما را از حكومت، قطع كند؛ امّا شما رابطه بين خود و پيامبرتان را قطع كرديد، و خداوند، بين ما و شما در دنيا و آخرت، حساب خواهد كشيد.
٣٧٠٤. الأمالى، طوسى به نقل از ابن عبّاس: گروهى از زنان مهاجران و انصار، در بيمارى حضرت فاطمه ٣ به عيادتش رفتند و به وى گفتند: درود بر تو، اى دختر پيامبر خدا! حالت چگونه است؟
فرمود: «سوگند به خدا، ناخشنود از دنياتان و خشمگين بر مردانتان، صبح كردم. آنان را امتحان كردم و افكندم. آنان را آزمودم و از آنان، بيزار شدم. چه زشتاند