گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٦ - رسِیدن به گنجهاِی حقِیقت و معرفت نِیازمند مجاهدات نفسِی و عقلِی است
بتحصِیل الکمال «و کتابِی را تصنِیف کردم براِی سالکِینِی که مشتغل به تحصِیل کمال هستند» وأبرزتُ حکمة ربانِیّة للطالبِین «و حکمت ربانِیّه را براِی طالبِین آشکار کردم» لأسرار حضرة ذِی الجمال و الجلال، کاد أن ِیتجلِی الحّق فِیه بالنور الموجب للظهور «ِیعنِی به صورتِی، مطالب را بِیان کردم انگار که حق، در اِین کتاب خودش را نشان دهد» خلاصه توحِید را از اِینجا بفهمِید، حق را از اِین مطالب من، بفهمِید. و قرب أن ِینکشف بها کلّ مرموز و مستور «نزدِیک است که هر مرموز و مستورِی به واسطۀ کتاب من در منصّۀ ظهور بِیاِید»، ِیعنِی دِیگر خدا از آن خفاء خودش بِیرون بِیاِید و اِین حقِیقت خودش را و واقعِیت خودش را به منصۀ ظهور برساند، وقد اطلعنِی الله فِیه علِی المعانِی المتساطعة «خداوند مرا بر اِین معانِی متساطع کرد» أنوارها فِی معارف ذاته و صفاته «انوار متساطعِی دارد، که بر معارف ذاتش و صفاتش مطلع کرد» مع تجوال عقول العقلاء حول جنابه «با اِینکه عقول عقلاء در حول جناب او، جَوَلان، کردهاند» و ترجاعهم حاسرِین «و اِینها حسرت زده مراجعت کردند» وألهمنِی بنصره المؤِیّد به من ِیشاء من عباده الحقائق المتعالِیّة أسرارها فِی استکشاف مبدئه و معاده «و خداوند به واسطه نصرِی که هر که را بخواهد از عبادش او را ِیارِی مِیکند به من الهام کرد، آن حقائقِی که اسرارش متعالِیه است، در استکشاف مبدأش و معادش» مع تطواف فهوم الفضلاء حرِیم حماه و تردادهم خاسرِین «با اِینکه فهوم فضلاء طوف کرده حرِیم حماه او را، و اِینها خاسرِین برگشتند»، اما خدا من را موفق کرده که به اِین مسائل برسم و آنها نرسند. فجاء بحمدالله کلامًا «اِین ِیک کلامِی شده که شما دارِید مِیبِینِید» لاعوج فِیه «در آن انحرافِی نِیست» ولا ارتِیاب «شکِی در آن نِیست»، ولا لجلجة «تردِیدِی در او وجود ندارد» و لا اضطراب ِیعترِیه «اضطرابِی شامل نمِیشود»، محکم، متقن به سدّ سکندر بسته است حافظًا للاوضاع