گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٨٥ - بِی ارزشِی اجماع
مسألۀ خِیلِی مهمِی است که انسان همِیشه باِید نفس آن قضِیه و نفس آن مسأله را مدّ نظر داشته باشد، نه اِینکه چه شخصِی اِین حرف را مِیزند، دِیگران اِینطور کردند. مثل اِینکه مِیگوِیند: آقا شما دارِید مخالفت با اجماع مِیکنِید؟ بله مِیخواهِیم مخالفت با اجماع بکنِیم. ما در خِیلِی از مبانِی اصولِیمان اصلاً با اجماع مخالف هستِیم.[١]
بِی ارزشِی اجماع
اجماع چِیست؟! اجماع آن افرادِی هستند مثل من و حسن و حسِین و تقِی، که جمع شدهاند و اجماع درست شده است. ِیک چنِین چِیزِی را، آدم ِیک خرده مِیترسد به زبان بِیاورد. شما نگاه کنِید ما شاء الله اِین همه رساله را نگاه کنِید! اِین شده اجماع!! آقاِی حسن و آقاِی حسِین، اجماع مِیشود!! در آن زمان سابق هم، همِینطور بود منتهِی باز هم سابقِیها را خدا رحمتشان کند و خِیرشان بدهد که خِیلِی تفاوت داشتند.
آِیا امثال بحرالعلوم و علامۀ طباطباِیِی در ِیک قضِیه اجماع داشتند؟! امثال سِید بن طاووس، حالا سِید بن طاووس را، خدا رحمتش کند علمِی نداشت، عرفان نداشت، سالکِی بود، عابدِی بود، زاهدِی بود. اما بحرالعلوم، بله! قابل قبول بود اگر امثال مِیرزاِی شِیرازِی، و سِید بحرالعلوم و ابن فهد و اِینها، اجماع در ِیک مسأله داشته باشند، آدم از اجماع اِینها به ِیک مطالبِی مِیرسد. آخر شما مِیخواهِید با اجماع به قول معصوم برسِید؟! آخر با قول ابن ادرِیس و ابن زهره که نمِیشود به قول معصوم رسِید. با فتواِی صاحب حدائق که هر روز فتواِیش عوض مِیشود، صبح ِیک فتوِی داشت و شب فتوِی دِیگر. آِیا با اِین اجماعات مِیتوان به قول معصوم رسِید؟!
[١]ـ براِی اطّلاع بِیشتر پِیرامون اجماع، به کتاب اجماع از منظر نقد و نظر تألِیف مؤلّف محترم مراجعه شود.