گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٧٩ - قضِیۀ لِیلة الهرِیر و سعۀ وجودِی حضرت علِی علِیه السلام
نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)[١] «اگر تمام درختهاِی بِیابان تبدِیل به قلم بشوند، هفت درِیا مرکب بشود نمِیتوانند کلمات خدا را بنوِیسند» کلمات خدا ِیعنِی مظاهر وجودِی خدا؛ گفته است هفت درِیا، بنده مِیگوِیم هفت مِیلِیارد درِیا، اصلاً بِیانتها (مَا نَفِدَتْ)، ِیعنِی براِی علم خدا، حدّ ِیقفِی وجود ندارد تا عبد و سالک به آن حد برسد. نمِیتواند بگوِید من با خدا مساوِی شدم مثلاً پِیغمبر بگوِید ما الآن با خدا مساوِی هستِیم و علم ما با علم خدا مساوِی است. نخِیر!
قضِیۀ لِیلة الهرِیر و سعۀ وجودِی حضرت علِی علِیه السلام
عِین قضِیه أمِیرالمؤمنِین علِیه السّلام و مالک اشتر، که در شب لِیلة الهرِیر در جنگ صفِّین ـ چنانچه مشهور است ـ أمِیرالمؤمنِین علِیه السّلام حدود پانصد و ِیک نفر را کشتند و مالک اشتر پانصد نفر را کشت، فردا مالک به حضرت گفت: ِیا علِی شما چند نفر را کشتِید؟ حضرت فرمودند: پانصد و ِیک نفر. عرض کرد: ما فقط ِیک نفر کمتر از شما کشتِیم، حضرت فرمود: من به چهل پشت آنها نگاه مِیکردم اگر ِیکِی از آنها شِیعۀ من در مِیآمد از زِیر شمشِیر، ردش مِیکردم. تو همه را دِرو مِیکردِی و جلو مِیآمدِی.[٢]
اما أمِیرالمؤمنِین علِیه السّلام کجا و مالک اشتر کجا؟!! أمِیرالمؤمنِین علِیه السّلام دروغ نمِیگوِید، ِیعنِی با آن جنبۀ احاطۀ وِلاِیِی که دارد تمام وجود او و افرادِی که از او به وجود مِیآِیند را، تا قِیامت مِیبِیند، نوهاش چه مِیشود و نتِیجۀ نوهاش چه شخصِی خواهد شد؟ ِیعنِی نسبت به تمام شعوبات از هر طرف و مصالح و آنچه که بر کشتن و نکشتن ِیک شخص مترتب است احاطه دارد، ِیعنِی کل وجود را در مشت خود، مشاهده مِیکند. بعد نگاه مِیکند که کدام به صلاح ابقاِی اِین فرد است ِیا به افناِی او، هر کدام بود آن را انجام مِیدهد بر خلاف مالک اشتر.
[١]ـ سوره لقمان (٣١) آِیۀ ٢٧.
[٢]ـ براِی اطّلاع بِیشتر به احقاق الحق، ج ٨، ص ٤١٥؛ و امام شناسِی، ج ١٢، ص ٢٧٨، تعلِیقۀ شماره ١ مراجعه شود.