گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٤٠ - مفاد و معناِی الحکمة صِیرورة الانسان عالماً عقلِیاً مشابهاً للعالم العِینِی
من خَلقِهِ و خَلقُهُ خِلوٌ منه»[١] را آمدهاند جدا کردهاند و معناِی خِلو را نفهمِیدهاند. لذا گفتهاند ِیک موجودِی است که جدا مِیشود مانند قطعهاِی که از ِیک تودۀ پنبه جدا مِیشود. همِینطور تکهاِی از خداوند جدا مِیشود و بعد خداوند بر آن احاطه پِیدا مِیکند. اِین علم حضورِی نِیست زِیرا علم حضورِی عبارت است از درکِ وجود شِیءِ ثانِی، در وجود خوِیش و به عبارت دِیگر، شِیء ثانِی مرتبۀ نازلۀ از وجود شخص مِیگردد.
همانطور که گرسنگِی نِیز مرتبۀ نازلۀ انسان خواهد بود و لو اِینکه گرسنگِی و سِیرِی به واسطۀ نفس که در مرحلۀ اعلِی و اشرف است، احساس مِیشود.
مفاد و معناِی الحکمة صِیرورة الانسان عالماً عقلِیاً مشابهاً للعالم العِینِی
پس حکمت، طبق تعرِیف؛ عبارت است از: «الحکمة صِیرورة الانسان عالمًا عقلِیًا مشابهًا» ِیا «مضاهِیًا للعالم العِینِی». نه به معناِی خواندن حکمت نظرِی که عبارت از ِیک سرِی تصوّرات و تصدِیقات و ِیک سرِی نقوش در نفس انسان است. مثل آنچه در کتاب، نقش بسته است حالا در ذهن انسان مِیآِید. به اِین حکمت نمِیگوِیند! اِین مقدمه براِی حکمت است، اِین وسِیله براِی وصول به حکمت است و لو اِینکه داراِی فوائدِی است لکن جنبۀ مقدِّمِی دارد. اِینها انسان را حرکت و سوق مِیدهد و وسِیله است براِی اِینکه انسان به آن ذِی المقدمه برسد. لذا تبدّل جوهرِی غاِیت براِی اِین حکمت نظرِی مِیشود.
با اِین تعرِیف ممکن است تصوّر شود که حکمت در اصطلاح عرفانِی و فلسفِی متفاوت است؟ آن اشتباه و خلطِی که عرض شد همِین نکته است که عبارات در اِینجا خلط شده است «الحکمة صِیرورة الانسان عالمًا عقلِیًا مشابهًا للعالم العِینِی». اِین را ما باِید ببِینِیم که به چه معناِیِی است؟ اگر به معناِی اِین است که
[١]ـ روح مجرد، ص ١٣٢، ذِیل نامه حاج شِیخ عباس طهرانِی به مرحوم علاّمه و استمداد از آِیة الله آقا سِید جمال الدِین گلپاِیگانِی؛ شرح الأسماء الحسنِی، ج ١، ص ١٧١.