گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٥٤ - براِی رسِیدن به توحِید افعالِی باِید توحِید ذاتِی پِیدا شود
لحظات پِیش مِیآِید خِیال نکنِید که ِیک جنبۀ ثابت مثل مجسمه دارِیم و مسائلِ کنار ما، همِینطور عبور مِیکند. بلکه هر عملِی را که ما انجام بدهِیم مثل تِیشۀ آن مجسمه سازِی است که دارد در اِین مجسمه ِیک حرکت اِیجاد مِیکند. هر فعل خرابِی که انجام بدهِیم، ِیک تکه از اِین، سنگ مِیافتد. و هر فعل درستِی که انجام بدهِیم آن سنگ برداشته مِیشود و چسبِیده مِیشود اگر همه اِین افعال در مسِیر خوب باشد، ِیک دفعه تبدِیل به ِیک مجسمه بسِیار ظرِیف، عالِی و گران مِیشود. و اگر در مسِیر خراب حرکت کنِیم و قدم بردارِیم، مثل آن مِیماند که مدام ِیک تکه از آن را بِیاندازِی و در آخر مِیبِینِی که اصلا چِیزِی نمِیماند که مجسمه ساز بِیاِید روِی آن کار کند.
همِین فرد خبِیث، در اِین لحظه؛ داراِی ِیک نَفْسِی و ِیک شاکلهاِی بود. اِین عمل را که انجام داد، ِیک چرخشِی به آن داد، ِیعنِی دِیگر کارش را تمام کرد مهر بر آن زده شد، اِین چشمِی بود که خودش درآورد و به دور انداخت. چشمِی که دور بِیفتد دِیگر سر جاِیش برنمِیگردد. و إلا اگر او، در اِین لحظه اِین کار را نمِیکرد، شاِید نجات پِیدا مِیکرد، ِیعنِی حتِی اگر در اِین لحظه، در او رقّتِی پِیدا شد باِید دست برمِیداشت. و لو اِینکه اِین کار را هم، با حضرت زهرا انجام داده است اگر دست برمِیداشت شاِید همِین دست برداشتن، براِی او ِیک نقطه مثبتِی بود که ممکن بود فاِیدهاِی داشته باشد.
براِی رسِیدن به توحِید افعالِی باِید توحِید ذاتِی پِیدا شود
نفس انسان که داراِی استعداد است با هر چرخشِی؛ آن نفس هم شروع به گردش مِیکند. وقتِی که گردش کرد آن صفات شدِید مِیشود، ِیعنِی عمل خارجِی تأثِیر در نفس مِیگذارد و صفات، از نفس، به وجود مِیآِیند، افعال هم، از صفات به وجود مِیآِیند. پس دائماً اِین ذات برمِیگردد و با برگشت او، صفات و افعال هم برمِیگردد. باز اِین نفس برمِیگردد و با برگشت او صفات و افعال هم برمِیگردد، همِینطور انسان دائماً در حال تغِیِیر ذات و بالطبع تغِیِیر صفات است. اِین خِیلِی مسألۀ مهمِی است که در توحِید افعالِی و صفاتِی به کار مِیآِید.