گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٨ - رسِیدن به گنجهاِی حقِیقت و معرفت نِیازمند مجاهدات نفسِی و عقلِی است
اِینجا مِیبِینِی» و قد أشرت فِی رموزه إلِی کنوز من الحقائق «در رموز اِین کتابم به کنوزِی و گنج هائِی از حقائق اشاره کردم» لا ِیهتدِی إلِی معناها إلا من عنِی نفسه بالمجاهدات العقلِیة «به اِین حقائق نمِیرسد مگر کسِی که نَفس خودش را به سختِی واداشته، به سختِی واداشته به واسطۀ مجاهدات عقلِیه» حتِی ِیعرف المطالب «تا اِینکه به مطالب برسد» و نبّهت فِی فصوله إلِی اصول «من تنبِیه کردم در فصلها، به ِیک اصولِی که» لا ِیطّلع علِی مغزاها «به مغز و حقِیقت او نمِیرسد» إلا من أتعب بدنه فِی الرِّیاضات الدِینِیّة «مگر در کسِی که در رِیاضات دِینِیه بدنش را به تعب انداخته» لکِیلا ِیذوق المشرب «تا اِینکه مشرب برسد و از آن مشرب بچشد» و قد صنفته لإخوانِی فِی الدِین و رفقائِی فِی طرِیق الکشف و الِیقِین «اِین را من تصنِیف کردم براِی برادران خودم در دِین و رفقائِی در طرِیق کشف و ِیقِین» ِیعنِی اِین کتابِی است که انسان را به کشف و ِیقِین مِیرساند و صرفاً ِیک فلسفۀ خشکِی نِیست که فقط ِیک کنکاش در معانِی کرده باشد لأنه لا ِینتفع بها کثِیر الانتفاع «نفع نمِیبرد» إلا من أحاط بأکثر کلام العقلاء «مگر کسِی که به اکثر کلام حکماء احاطه داشته باشد» و وقف علِی مضمون مصنفّات الحکماء «مضمون مصنفات حکماء را بداند» غِیر محتجب بمعلومه «و عملش براِیش حجاب نشده باشد» ولا منکرا لما وراء مفهومه «و انکار ماوراء آنچه که فهمِیده نکند» بداند که بالأخره فوق کل ذِی علمٍ علِیمِی هست، فان الحق لاِینحصر بحسب فهم کل ذِی فهم «حق منحصر نِیست به حسب فهم هرکسِی که مِیفهمد» و لا ِیتقدَّر بقدر کل عقل و وهم «و مقدر به قدر هر عقل و وهمِی نمِیشود، حق بالاتر از اِین حرفهاست» فان وجدته أِیّها الناظر مخالفا لما اعتقدته أو فهمته بالذوق السلِیم فلا تنکره «اِی ناظر اگر شما اِین را مخالف با آنچه تو به آن اعتقاد پِیدا کردِی ِیا فهمِیدِی به ذوق سلِیم، انکار نکن» و فوق کلّ ذِی علم