گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٨٣ - خلق را تقلِیدشان بر باد داد اِی دو صد لعنت بر اِین تقلِید باد
حرف تو چِیست؟! مِیگوِیند پدران ما اِین جورِی بودند، خُب بابا، ببِین چه مِیگوِید؛ آن وقت با قانون عقل و قانون فکر و منطقت بسنج، اگر خلاف بود کنار بگذار، اگر خلاف نبود بپذِیر. چرا مِیگوِیِیم پدران ما اِینجور بودند؟ اِین، مِیشود تقلِید. در زمان نوح اِینطور بوده، در زمان لوط، در زمان شعِیب، در زمان صالح اِینطور بوده است، در هر زمانِی بوده است (أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا)[١] آنچه که پدرانمان مِیگفتند: (أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ)[٢] اگر چه پدرانشان چِیزِی نمِیفهمِیدند اِینها هم باِید به آتشِ آنها بسوزند. آخر اِین چه حسابِی است؟
خلق را تقلِیدشان بر باد داد اِی دو صد لعنت بر اِین تقلِید باد
اِینکه من الآن اِین مسأله را عرض مِیکنم و اهتمامِی که در آن دارم براِی اِین است که خود ما هم، به اِین قضِیه مبتلا هستِیم، ِیعنِی خود ما هم مبتلا به اِین مشکل هستِیم. مثلاً ِیک مطلبِی از سابق بوده، آِیا روِی اِین مطلب باِید پافشارِی کرد ِیا نه؟ در زمان شِیخ طوسِی و بعد از شِیخ طوسِی، کسِی جرأت نکرد که حرف بزند اصلاً مخالفت با شِیخ طوسِی را گناه کبِیره مِیشمردند. ابن ادرِیس آمد و اِین سدّ را شکست و در فتاواِی شِیخ طوسِی قدرِی کنکاش کرد و اِین سدّ را شکست. در تمام اُمم گذشته مسأله تقلِید بوده است که اِین معناِی کلام أمِیرالمؤمنِین: «لا تنظر الِی مَن قال و انظر الِی ما قال»[٣] به طور کلِی از عقلِ بشر دور بوده است. مردم همِیشه نگاه مِیکردند به اِینکه تا به حال چه بوده و تا به حال چه مسائلِی بوده است. الآن هم مردم همِین طورند. الآن مردم را نگاه کنِید تا اِینکه ِیک حرف به آنها مِیزنِید که فلان کس اِین را گفته است، اصلاً راجع به اِین قضِیه دِیگر صحبت نمِیکند. تو
[١] ـ سوره هود (١١) آِیۀ ٨٧ .
[٢] ـ سوره المائده (٥) ذِیل آِیۀ ١٠٤.
[٣]ـ غرر الحکم، ص ٤٣٨، غرر ١٠٠٣٧.