گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٤٥ - براِی جواز طواف به قبر، فناء در اسماء و صفات شخص مزور کافِی است
از نقطه نظر ظاهر هم باِید رفتار و حالات او منطبق همان التزام قلبِی باشد. لذا جوارح هم، به همان ظهورِ جوانح و التزامات قلبِیّه، به طوف ظاهرِی آنها است.
مثل اِینکه شما فرض کنِید مِیخواهِید به ِیک شخصِی احترام بگذارِید، نمِینشِینِید کنار و بگوِیِید آقا! دوستت دارم. اگر دوست دارِی، برو آب بِیاور، برو مِیوه بِیاور، چاِیِی بِیاور. اِین ِیعنِی التزام باطن. محبت باطن اقتضاء مِیکند که مضِیف در مقابل ضِیف بلند شود و به اداِی احترام او قِیام کند و موجبات براِی مقتضِیات ضِیافت را انجام بدهد.
اِین هم همِین است؛ آن التزام باطنِی انسان به حقِیقت ولاِیت اقتضاء مِیکند که از نقطۀ نظر ظاهر هم، عملِی انجام بدهد که اِین معنا را برساند و اِین معنا را نشان بدهد، آن چِیست؟ همان گشتن دور قبر است. حال اگر کار دِیگرِی که اِین معنا را برساند باشد اشکالِی ندارد.“
براِی جواز طواف به قبر، فناء در اسماء و صفات شخص مزور کافِی است
سؤال: ”دورش طواف مِیکنند، طواف کردن دور آن شخص دلالت بر ولاِیت آن شخص مِیکند، ِیعنِی آن شخص به ولاِیت و کمال رسِیده است؟“
جواب: ”نِیاز نِیست به کمال هم رسِیده باشد، همِین قدر که مثلاً فناء در اسماء و صفات و اِین امور پِیدا کرده باشد و به مقام ظهور ولاِیت خدا، رسِیده باشد. نه ولاِیت در ذات، بلکه مثلاً ولاِیت در صفات، اِین هم، مراتب دارد. و طواف اشکالِی ندارد.“