گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٥٦ - براِی رسِیدن به توحِید افعالِی باِید توحِید ذاتِی پِیدا شود
اگر شما فقط سمع تنها داشتِید ولِی تفکر نداشتِید، مثل نوار ضبط صوت بودِید که فقط ضبط مِیکند آن وقت شما نمِیتوانستِید دِیگر به من اشکال بگِیرِید. اِین اشکال براِی چِیست؟ براِی آن است که همراه با سمع، تفکّر دارِید. حالا ِیکِی ممکن است همراه با سمع و تفکر صنعت کتابت و امثال ذلک را هم داشته باشد، ِیعنِی هم گوش مِیدهد، هم فکر مِیکند و هم مِینوِیسد، ِیکِی ممکن است نه! هم گوش بدهد، هم فکر کند، هم بنوِیسد، هم متصف به صفت تکلّم باشد؛ اِینها دِیگر خِیلِی عجِیبند. البته اِینها هست نه اِینکه نِیست در ما مشکل است، اما امتناع عقلِی ندارد.
بنابراِین ما که اِین افعال را از هم جدا و متماِیز مِیبِینِیم چون صفات را متماِیز مِیبِینِیم و تماِیز صفات باعث تماِیز افعال مِیشود. چرا صفات را متماِیز مِیبِینِیم؟ چون ذوات را، متماِیز مِیبِینِیم لذا تماِیز ذوات، تماِیز صفات و تماِیز افعال مِیبِینِیم. پس کسِی که به توحِید افعالِی برسد و واقعاً افعال را واحد ببِیند. ذوات را هم واقعاً واحد مِیبِیند. نمِیشود ذوات را مستقل ببِیند و فعل، واحد بشود. اِین ِیک بام و دو هوا مِیشود. اگر شما فعل را واحد مِیبِینِید اِین فعل، آِیا مستند به صفت هست ِیا نِیست؟ فعل که در عالم خارج، استقلال ذاتِی ندارد. وجود فعل، وجود رابطِی است، ِیعنِی جنبه ارتباط بِین اِین فعل و علت خودش هست و ما در جنبۀ رابطِی بدون تصور مبدأ نمِیتوانِیم آن وجود را تصور کنِیم، ِیعنِی بدون توجه به اِینکه صفتِی را که اِین فعل از آن صفت، سر مِیزند و ارادهاِی را که آن فعل از آن اراده، سر مِیزند نمِیتوانِید نظر استقلالِی روِی اِین صفت بِیاندازِید. پس ناچارِید روِی اراده بروِید.
پس کسِی که توحِید افعالِی را مِیبِیند؛ توحِید اراده را هم مِیبِیند که ارادۀ همه، واحد است. اراده هم در صورت، متفاوت است ولِی در واقع و در معنا، ِیکِی است. و لذا امکان ندارد کسِی اراده را واحد ببِیند و ذات را متفاوت ببِیند ذات و تعِیّن را هم باِید واحد ببِیند، اِین از نقطه نظر برهان است.