گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٣ - به وسِیلۀ فلسفه کشف صفات جمالِیّه و جلالِیّه مِیشود
لذا روشن مِیشود بر آنهاِیِی که اشکال مِیگِیرند و اعتراض مِیکنند و مِیگوِیند: «رفتن در آراء آنها بدون ولاِیت و بدون اتصال به مقام ولاِیت، اشتباه است».
آن فِیلسوف و حکِیمِی که دستش از ولاِیت کوتاه باشد با حِیوان هِیچ فرقِی ندارد
”ما هم همِین حرف را مِیزنِیم، آن فِیلسوف و حکِیمِی که دستش از ولاِیت کوتاه باشد با حِیوان هِیچ فرقِی نمِیکند و هِیچ تفاوتِی ندارد.“
تمام آنچه را که ما به دست مِیآورِیم در ساِیۀ ولاِیت و زِیر ساِیۀ امام علِیهالسّلام است و بدون توجّه به ولاِیت و بدون توجّه به امام و بدون استنار از نورِ مقام ولاِیت، تمام اِینها هباءً منثوراً است. چطور اِینکه فقه هم همِینطور است؛ اِین همه فقهاِی بِیدِین و لامذهبِی که آمدند و بر علِیه فقه، چهها کردند مگر فقِیه نبودند؟ ِیحِیِی بن اکثم مگر چه کسِی بود؟! دستش از ولاِیت کوتاه بود. شرِیح قاضِی مگر چه کسِی بود؟ مگر فقِیه نبود، ولِی دستش از ولاِیت کوتاه بود. حال، شما فقط فلسفه را مِیبِینِید. اگر صحبتِ کوتاه بودن دست از ولاِیت است اِین مسأله شامل همۀ فنون و همۀ صناِیع و همۀ علوم و همۀ طرق و همۀ راهها خواهد شد و اگر نه صبحتِ اتصَال به مقام ولاِیت است آِیا فقه، شما را به معرفت الله مِیرساند؟! آِیا استدلال بر اِینکه با ثلاثة احجار، و ِیا با ِیک حجر ذوالأطراف مِیشود استنجاء نمود، انسان را به معرفت الله و معرفت صفات جمال و جلال مِیرساند؟ آِیا اِینکه بِیع عبد آبق حلال است و بلااشکال، انسان را به اِین مسائل مِیرساند؟
به وسِیلۀ فلسفه کشف صفات جمالِیّه و جلالِیّه مِیشود
اگر چه ِیک مسائلِی همچون بحث از نماز و روزه براِی انسان نورانِیّت مِیآورد امّا اِینها براِی انسان کشف صفات جمالِیّه و جلالِیّه نمِیکند. پس در ناحِیۀ فکر و در ناحِیۀ تعقّل لازم است که انسان اِین مسائل و اِین علوم را بداند و به اِینها اعتقاد داشته باشد. نه اِینکه اعتقاد به اِینها تقلِیدِی باشد. معتقد باشد به اِینکه وقتِی که خداوند متعال مِیفرماِید: (هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ)[١] علم، ِیک حقِیقت
[١]ـ سوره الزّمر (٣٩) قسمتِی از آِیه ٩.