گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٣٠ - بِیان مقام هو هوِیت و حقِیقت وجود
مرحلۀ اول اِینکه به واسطۀ قوس نزول، انسان از آن حقِیقت وجود که حقِیقت منبسط و بسِیط و بلا رسمٍ و لا اثرٍ و لا تعِیُّنٍ و لا تقِیّد هست، مِیخواهد در ِیک تعِینِی ظهور پِیدا کند. نام اِین حرکت را، قوس نزول مِیگذارند.
قوس نزول اختصاص به انسان ندارد بلکه براِی همه موجودات است
در هر صورت، اگر ما نه تنها به انسان، بلکه به همۀ موجودات توجّه کنِیم، ِیک قوس نزولِی در همه مِیبِینِیم و اِینکه آقاِیان مِیفرماِیند؛ اِین مسأله دربارۀ انسان و طبِیعت نوعِیۀ انسان است، ما مِیتوانِیم اِین را به همۀ موجودات توسعه بدهِیم، هر موجودِی که قابل اشاره باشد، چه حسِّیّه و چه اشاره عقلِیّه، اِین موجود از نقطۀ نظر تعِیّن و تقِیّد و صورتِی که پِیدا کرده، از حاقِّ ذاتِ وجودِ بسِیط که همان وجود حقِیقة الحقائق است صورت پذِیرفته و صورت گرفته و قابل براِی اشاره شده است. حال مِیگوئِیم اشارۀ حسِیّه، که اگر آن وجود، از کائنات باشد، ِیعنِی در عالم کون و فساد که عالم ماده است باشد حرکت و چرخش او را، قوس نزول مِیگوئِیم. چون در آنجا لا حدّ و لا رسم که عبارت از مقام هوهوِیّت است، آنجا دِیگر تعِیّن و تقِیّد معنا ندارد و آنجا اصلاً قابل اشاره نِیست، قابل براِی مرتبه شمردن نِیست. ما نمِیتوانِیم براِی آن در برابر ساِیر مراتب، اسم مرتبهاِی بگذارِیم. فرض کنِید که عدد دو ِیک مرتبهاِی است مافوق عدد ِیک، عدد هشت ِیک مرتبهاِی است ما فوق عدد هفت، مرتبۀ طبقۀ دوم، ِیک مرتبهاِی است ما فوق طبقۀ ِیک و هَلُّم جرّاً. امّا من باب مثال آن مصالحِی که فرض کنِید در اِین ساختمان بکار رفته آِیا مِیتوانِیم بگوئِیم که، نَفس آن مصالح، ِیک مرتبهاِی است بالاتر از ِیک مرتبه، ِیا نه، آن مصالح، دِیگر قابل براِی مرتبه بودن نِیست؟ چون هم طبقۀ اول و هم طبقۀ دوم آن مصالح را دارد. البته خود مصالح فِی حدّ نفسه، به واسطۀ روِی هم قرار گرفتن ِیک رتبه، بالاتر از رتبۀ بعد است اما وقتِی که ما به خود مصالح نگاه مِیکنِیم مِیبِینِیم که اِین مصالح است که طبقۀ ِیک و طبقۀ دو، از او به وجود مِیآِید و طبقۀ سه و طبقۀ چهار از او به وجود مِیآِید. پس ما دِیگر طبقه را نمِیتوانِیم روِی خود مصالح بگذارِیم، طبقه را به نَفس طبقه و به رتبۀ آن طبقه اطلاق مِیکنِیم.